ویرگول
ورودثبت نام
فرنام امیری
فرنام امیریدکتر فرنام امیری..شیمی....🙂🌹 در جهان عنصرها قدم می‌زنم اما دل‌مشغولی‌ام انسان‌هاست. میان نانوذره‌ها دنبال نظم می‌گردم و میان آدم‌ها دنبال صداقت. با عقل زندگی می‌کنم اما با دل تصمیم می‌گیرم.
فرنام امیری
فرنام امیری
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

صندلی عقب اتوبوس...

همیشه جلو می‌نشستم. فکر می‌کردم همه پشت سرم حرف می‌زنند، نگاهم می‌کنند و قضاوتم می‌کنند. شانه‌هایم جمع، دست‌هایم بی‌قرار، و ذهنم پر از صداهای منفی بود که بیشترشان ساخته ذهن خودم بودند.

تا روزی که تصمیم گرفتم به عقب بروم، آخرین ردیف، کمی بالاتر، کمی خلوت‌تر. هیچ کسی به من نگاه نمی‌کرد، هیچ کسی حرفی نمی‌زد. و تازه فهمیدم همه آن صداها، بیشترشان، افکار خودم بودند.

در آن ردیف آخر، آرام شدم. دیگر ترس و اضطراب کنترلم را نداشتند. فهمیدم آزادی واقعی یعنی تجربه کردن زندگی بدون قضاوت، بدون ترس از نگاه دیگران، بدون نیاز به تأیید کسی.

حالا می‌توانم جلو بنشینم یا عقب، فرقی ندارد. انتخاب من است، تصمیم خودم. صندلی عقب اتوبوس جایی نبود که مرا تغییر دهد، بلکه جایی بود که خودم را دیدم و شنیدم.

اتوبوس هنوز حرکت می‌کند، شهر پر از صداست و مردم پر از زندگی. اما من، همان‌جایی که خودم انتخاب می‌کنم، نشسته‌ام. و همین کافیست.

۰
۰
فرنام امیری
فرنام امیری
دکتر فرنام امیری..شیمی....🙂🌹 در جهان عنصرها قدم می‌زنم اما دل‌مشغولی‌ام انسان‌هاست. میان نانوذره‌ها دنبال نظم می‌گردم و میان آدم‌ها دنبال صداقت. با عقل زندگی می‌کنم اما با دل تصمیم می‌گیرم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید