ویرگول
ورودثبت نام
فرنام امیری
فرنام امیریدکتر فرنام امیری..شیمی....🙂🌹 در جهان عنصرها قدم می‌زنم اما دل‌مشغولی‌ام انسان‌هاست. میان نانوذره‌ها دنبال نظم می‌گردم و میان آدم‌ها دنبال صداقت. با عقل زندگی می‌کنم اما با دل تصمیم می‌گیرم.
فرنام امیری
فرنام امیری
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

او.......

چشم‌هایم را که می‌بندم

صدای قدم‌هایت

هنوز در راهروی حافظه می‌پیچد؛

انگار زمان

نتوانسته باشد ردّ تو را پاک کند.

تو رفتی…

اما هنوز

جایی میان صبح‌های آرام و شب‌های بی‌قرار

نفس می‌کشی.

عشق ما

مثل بارانی بود که

فصلی کوتاه بارید

اما بوی خاکِ خیسش

سال‌هاست که جا مانده.

گاهی

در لابه‌لای لحظه‌ها

بی‌دعوت، بی‌هشدار

بازمی‌گردی—

به شکل یک آهنگ،

یک خیابان قدیمی،

یا عطری که از کنارم عبور می‌کند.

و من

نه تو را صدا می‌زنم،

نه فراموشت می‌کنم؛

فقط می‌گذارم

مثل نوری کم‌رنگ

در انتهای راهروهای دور

بمانی…

تا یادم نرود

روزی کسی بود

که دنیا را

حتی برای یک لحظه

زیباتر کرده بود.

۱۵
۰
فرنام امیری
فرنام امیری
دکتر فرنام امیری..شیمی....🙂🌹 در جهان عنصرها قدم می‌زنم اما دل‌مشغولی‌ام انسان‌هاست. میان نانوذره‌ها دنبال نظم می‌گردم و میان آدم‌ها دنبال صداقت. با عقل زندگی می‌کنم اما با دل تصمیم می‌گیرم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید