ویرگول
ورودثبت نام
فریده مظهرمهربانی
فریده مظهرمهربانیدکترای حرفه ایی کسب و کار -کوچ فردی و سازمانی
فریده مظهرمهربانی
فریده مظهرمهربانی
خواندن ۱۲ دقیقه·۱ ماه پیش

رزونانس در کوچینگ

# مقاله رزونانس

مقدمه

در علوم تجربی و فیزیک، مفهوم رزونانس

یکی از مفاهیم مهم و پرکاربرد است که در انواع مختلف امواج و ارتعاشات مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این مقاله، به بررسی مفهوم رزونانس

و ایجاد آن با استفاده از یک مثال در جلسه کوچینگ

می‌پردازیم.

- ماهیت رزونانس

رزونانس به وقوع یک پدیده خاص مرتبط است که زمانی روی می‌دهد که یک سیستم یا جسم با یک فرکانس خاص تحریک می‌شود و به این تحریک با واکنش قوی و قدرتمندی پاسخ می‌دهد. این واکنش قوی، بر اثر هماهنگی فرکانس تحریک با فرکانس طبیعی سیستم یا جسم است که باعث تقویت شدن اثر تحریک می‌شود.

-ایجاد رزونانس

برای ایجاد رزونانس، ابتدا باید فرکانس طبیعی سیستم یا جسم مورد نظر را شناخت. سپس با تحریک آن با فرکانس مشخص، می‌توان رزونانس را ایجاد کرد. به طور مثال، در یک جلسه کوچینگ، مربی می‌تواند با استفاده از سوالات و تمرینات مناسب، فرد را به سمت رزونانس هدایت کند تا بتواند به بهترین شکل از توانایی‌های خود استفاده کند.

- مثال در جلسه کوچینگ

به طور مثال، فرض کنید یک مربی برای ایجاد رزونانس در یک جلسه کوچینگ

از سوالاتی استفاده می‌کند که باعث فکر و تأمل عمیق فرد می‌شود. این سوالات می‌توانند فرد را به فکر واقعی کردن هدف‌ها و آرزوهایش بیاورند و او را به سمت عملکرد بهتر و دستیابی به موفقیت‌های بزرگ‌تر هدایت کنند.

- نتیجه‌گیری

در این مقاله به بررسی مفهوم رزونانس و ایجاد آن در جلسه کوچینگ پرداختیم. روش‌های ایجاد رزونانس می‌تواند به عنوان یک ابزار کارآمد در بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف مورد استفاده قرار گیرد. ایجاد رزونانس در جلسات کوچینگ می‌تواند به فرد کمک کند تا به طرز موثر‌تری به خودشناسی و بهبود فرآیند یادگیری خود بپردازد.

علم همگام‌سازی: مهار لحظات طنین‌انداز برای تغییر دگرگون‌کننده و پایدار در کوچینگ

۱. تعریف طنین‌اندازی: بنیان نوروبیولوژیکی کوچینگ عمیق

در یک زمینه کوچینگ حرفه‌ای،

اصطلاح «طنین» به نوعی ارتباط عاطفی و عصبی خاص و قوی بین کوچ و کوچی اطلاق می‌شود. این ارتباط از سطح استاندارد ارتباط که باعث ایجاد آرامش می‌شود، فراتر می‌رود و به یک حالت قابل اندازه‌گیری از هماهنگی عاطفی عمیق که برای تحول عمیق روانی و رفتاری ضروری است، تبدیل می‌شود. یک رابطه کوچینگ مؤثر از طریق این ارتباط عاطفی عمیق برقرار می‌شود که محققان آن را «طنین» تعریف می‌کنند.

۱.۱. تعریف روانشناختی: طنین به عنوان کاتالیزور رشد

طنین اساساً کیفیت تجربه رابطه‌ای را در اولویت قرار می‌دهد و به عنوان معیاری هنجاری برای مربیگری مؤثر عمل می‌کند. این حالت صرفاً توافق یا سازگاری سطحی نیست، بلکه یک کیفیت رابطه‌ای است که قادر به ایجاد تغییر در سطوح عصبی، هورمونی، عاطفی و رفتاری است.

نکته مهم این است که تجربیات طنین ذاتاً چندبعدی هستند. آنها به ندرت افراد را تنها در یک حوزه مجزا تغییر می‌دهند. در عوض، آنها تمایل دارند فراتر از تغییرات فیزیکی یا صرفاً فکری گسترش یابند و به ابعاد روانشناختی، اجتماعی، عاطفی، اخلاقی و وجودی بپردازند. این تأثیر عمیق و جامع اغلب منجر به این می‌شود که مراجع تعامل را "به فردی متفاوت" تبدیل کند. این الزام دگرگون‌کننده، طنین را به مکانیسم کلیدی برای دستیابی به رشد غیرخطی در توسعه رهبری و تسلط شخصی تبدیل می‌کند.

۱.۲. هوش هیجانی و هماهنگی عاطفی

ظرفیت مربی برای ایجاد و پرورش روابط طنین‌انداز، مستقیماً با تسلط او بر هوش هیجانی (EI) مرتبط است. آموزش هوش ومهارت‌های حیاتی مانند خودآگاهی، همدلی و ارتباط مؤثر را افزایش می‌دهد که همگی برای موفقیت در حوزه‌های حرفه‌ای و شخصی بسیار مهم هستند

یکی از مؤلفه‌های کلیدی هماهنگی عاطفی

در مربیگری، هدایت عمدی وضعیت عاطفی مراجع به سمت جاذب عاطفی مثبت (PEA) است. این روش که ریشه در دهه‌ها تحقیق طولی دارد، بیان می‌کند که مربیگری با شفقت، ذهن‌آگاهی، امید و بازیگوشی در ایجاد تغییر پایدار، مؤثرتر از مربیگری برای انطباق است که به ترس یا اضطراب - جاذب عاطفی منفی (NEA) - متکی است.

پيامدهای عصبی این رویکرد قابل توجه است: برانگیختگی PEA برای نوسازی عصبی-غدد درون‌ریز ضروری است، که به عنوان تنها پادزهر استرس مزمن در بدن انسان عمل می‌کند. مطالعات نشان داده‌اند که برانگیختگی PEA حتی می‌تواند پایبندی به درمان را در جمعیت‌های بالینی افزایش دهد. برعکس، تمرکز بر NEA، پسرفت وضع موجود را تشویق می‌کند و پتانسیل تحول پایدار را تضعیف می‌کند.

اگرچه همدلی حیاتی است، حفظ یک حالت تشدید سازنده نیازمند مرزهای حرفه‌ای است. هماهنگی واقعی مستلزم همدلی است - توانایی قرار گرفتن در جای دیگری و احساس کردن وضعیت دشوار او - اما همچنین مستلزم آن است که مربی فاصله روانی یا استقلال کافی را حفظ کند تا بی‌طرف و مفید باقی بماند. هنگامی که یک مربی این استقلال را از دست می‌دهد، در معرض خطر سرایت عاطفی اولیه قرار می‌گیرد - انتقال عمدتاً ناخودآگاه احساسات ابراز شده مراجع از طریق نشانه‌های ظریف (حالت چهره، لحن صدا). اگر مربی به طور ناخودآگاه استرس مراجع را بپذیرد (حالت NEA)، ظرف همکاری به خطر می‌افتد و مانع از توانایی مراجع برای دسترسی به ایمنی تنظیم‌شده مورد نیاز برای خودکاوی عمیق می‌شود. بنابراین، تعریف تشدید سازنده، شفقت و ارتباط عمیق را در اولویت قرار می‌دهد، اما باید به طور محکم در حالت تنظیم‌شده PEA مربی تثبیت شود و اطمینان حاصل شود که هماهنگی حاصل منجر به حرکت مثبت می‌شود، نه پریشانی متقابل.

شاخص علوم اعصاب: همگامی بین مغزی (IBS)

رزونانس، که زمانی یک کیفیت رابطه‌ای دست نیافتنی در نظر گرفته می‌شد، به طور فزاینده‌ای با استفاده از تکنیک‌های علوم اعصاب، نقشه‌برداری و اعتبارسنجی می‌شود. معیار عینی این ارتباط، همگامی بین مغزی (IBS) است که به عنوان همگام‌سازی عصبی بین فردی یا اتصال مغز به مغز نیز شناخته می‌شود. IBS به عنوان هم‌ترازی زمانی فعالیت عصبی بین افراد در طول تعاملات اجتماعی تعریف می‌شود.

در زمینه‌های دونفره، از جمله تعاملات درمانگر-مراجعه‌کننده، این اتصال عصبی، بار شناختی و برنامه‌ریزی عمل را برای هر فرد ساده می‌کند و رفتارهای پیچیده مشترکی را که به صورت جداگانه ظاهر نمی‌شوند، ممکن می‌سازد.

مداخله مربیگری را می‌توان به عنوان تلاشی برای اصلاح فعال و در نتیجه ایجاد یک بستر عصبی مشترک که منجر به رشد می‌شود، در نظر گرفت

تمایزات بین روابط صرفاً کارکردی و سازگار و روابط واقعاً دگرگون‌کننده و طنین‌انداز را می‌توان در طیف عصبی-روانی-اجتماعی تجسم کرد

١- معماری درونی بینش: مکانیسم‌های تشدید در مراجع

تشدید محیطی است که در آن تغییر عمیقی رخ می‌دهد، زیرا به مراجع اجازه می‌دهد تا به داده‌ها در چهار بُعد به هم پیوسته دسترسی پیدا کرده و آنها را ادغام کند: شناختی، عاطفی، جسمی و عصبی. هنگامی که این سیستم‌ها هماهنگ می‌شوند، مراجع به حالت وضوح و هماهنگی درونی دست می‌یابد.

٢- بُعد شناختی: تبلور آگاهی

در حالی که کاوش عاطفی

برای کوچینگ ضروری است، اما به تنهایی کافی نیست. فرآیند کوچینگ باید از کاوش اولیه تجربیات عاطفی تا ایجاد بینش شناختی و مدیریت رفتار بعدی پیش برود. حس همنوایی، شدت و ایمنی لازم برای پر کردن این شکاف را فراهم می‌کند.

بینش‌های عمیق اغلب شامل تشخیص ناگهانی الگوهای رفتاری عمیق یا مضامین تکرارشونده است. مراجعین اغلب تصاویر قوی و گاهی محدودکننده‌ای از خود دارند ("من فرد بسیار رکی هستم" یا "من همیشه محترم هستم") که به عنوان هنجارهای عملیاتی عمل می‌کنند و کاوش در احتمالات جدید را محدود می‌کنند. وقتی یک مربی به طور مؤثر این "اظهارات قوی" را مطرح می‌کند، مسیرهای عمیق‌تری را برای کاوش درونی و تغییر چارچوب باز می‌کند.

در حالت تشدید، فرآیند شناختی ایجاد بینش فراتر از پردازش زبانی صرف می‌رود. تحقیقات نشان می‌دهد که وقتی مراجع یک درک پیچیده را ادغام می‌کند، ممکن است از شبکه‌های مغزی اختصاص داده شده به استنتاج فیزیکی شهودی استفاده کند. این شبکه‌ها، که قشرهای پیشانی و آهیانه را درگیر می‌کنند، به یک "موتور فیزیک" تشبیه می‌شوند که مدل‌های واقعیت را می‌سازد و آزمایش می‌کند. تشدید با همسو کردن داده‌های ضمنی و تجسم‌یافته‌ی مراجع ("حس احساس") با چارچوب زبانی صریح و بازتابی مربی، این سازماندهی مجدد شناختی عمیق را ممکن می‌سازد. این همگرایی، ساخت سریع یک مدل واقعیت جدید و کاربردی را تسهیل می‌کند و منجر به تغییر ناگهانی و ساختاری در ادراک می‌شود که پیشرفت تشدید را تعریف می‌کند.

بُعد عاطفی: تغییر عاطفی و خودکارآمدی

تجربه عاطفی در طول یک لحظه طنین‌انداز

با یک تغییر عاطفی قدرتمند مشخص می‌شود. مراجعین اغلب تجربیات مدیریت احساسات دشوار و درک چگونگی ارتباط این احساسات با الگوهای عمیق و اغلب بین نسلی را به اشتراک می‌گذارند. طنین‌اندازی، ظرف امنی را فراهم می‌کند که در آن این ادغام عاطفی می‌تواند بدون غرق شدن مراجع رخ دهد.

یکی از ویژگی‌های اصلی طنین‌اندازی، تجربه خودکارآمدی عمیق است. این خودکارآمدی، در زمینه کوچینگ طنین‌اندازی، با دیدگاه پاسخ‌محور همسو است - احساس رضایت شخصی و شایستگی ناشی از عبور موفقیت‌آمیز از چالش‌ها و مواجهه با لحظات تسلط، نه صرفاً یک نتیجه نتیجه‌محور. تغییر عاطفی حاصل، مراجع را از حالت توانایی مضطرب به حالت اعتماد به نفس توانمند منتقل می‌کند و انرژی حاصل از PEA لازم برای حفظ تغییر را فراهم می‌کند.

بُعد جسمانی: تجسم و حس درونی

کوچینگ تشدیدی ذاتاً شامل کار جسمانی است و کوچینگ سنتی را با تمرین‌های فیزیکی ترکیب می‌کند تا ارتباط ذهن و بدن را هماهنگ کند. این رویکرد یکپارچه اذعان می‌کند که بدن و ذهن جدایی‌ناپذیر هستند و تحول صرفاً بر بینش‌های شناختی تمرکز نمی‌کند، بلکه تجربه جسمانی را در اولویت قرار می‌دهد. با پرورش آگاهی از احساسات بدنی، کوچ الگوهای اساسی را که ممکن است مانع رشد شخصی شوند، آشکار می‌کند.

مفهوم «حس احساس» در این فرآیند نقش محوری دارد، مفهومی که از طریق تحقیقات یوجین گندلین توسعه یافته است. حس احساس، «دانش پیشاکلامی و تجسم‌یافته‌ای است که قبل از تبلور در کلمات یا تصمیمات، در بدن ایجاد می‌شود». این یک «هاله» درونی و فیزیکی است که پیچیدگی‌های یک موضوع خاص را به طور همزمان منتقل می‌کند. هنگامی که مراجع در یک الگوی رفتاری تکراری (مثلاً تلاش برای تعیین مرزها) گیر می‌کند که در آن صحبت یا تأیید شکست خورده است، نشان می‌دهد که انسداد در سطح تجسم‌یافته قرار دارد. طنین، کند شدن و گوش دادن لازم برای ارتباط با این دانش آرام‌تر و شهودی را تسهیل می‌کند و وضوح لازم را برای مراحل بعدی به سوی بهبودی فراهم می‌کند.

بُعد عصبی: ایمنی و تنظیم همزمان

ظرفیت فرد برای تجربه تشدید از نظر بیولوژیکی توسط سیستم عصبی خودکار او، عمدتاً از طریق عصب واگ، همانطور که در نظریه پلی واگال بیان شده است، کنترل می‌شود. مجموعه واگ شکمی مسیر عصبی است که از تعامل اجتماعی، تاب‌آوری عاطفی

و پاسخ‌های فیزیولوژیکی تطبیقی پشتیبانی می‌کند. بنابراین، تشدید اساساً به تجربه نوروسپشن توسط مراجع - تشخیص ناخودآگاه ایمنی - بستگی دارد که به سیستم واگ شکمی اجازه فعال شدن می‌دهد.

مکانیسم نوروفیزیولوژیکی برای تجربه مشترک، سیستم نورون‌های آینه‌ای (MNS) است. این نورون‌ها هم زمانی که فرد عملی را انجام می‌دهد و هم زمانی که همان عمل را توسط دیگری مشاهده می‌کند، فعال می‌شوند و به عنوان پایه عصبی برای همدلی و درک نیات دیگران عمل می‌کنند. MNS مستقیماً مفهوم تنظیم همزمان را پشتیبانی می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه مراجع می‌تواند به طور ناخودآگاه وضعیت عاطفی مربی را "درک" کند. یک مربی تنظیم‌شده، با فراهم کردن حضور امن و هماهنگ، به سازماندهی و آرام کردن سیستم عصبی مراجع کمک می‌کند و او را از حالت تدافعی خارج می‌کند.

توانایی مراجع برای دسترسی به کاوش شناختی عمیق و ادغام جسمی (حس عمقی) کاملاً به این پایه ایمنی عصبی وابسته است. اگر رفتار غیرکلامی مربی سهواً باعث ایجاد یک پاسخ تهدید در آمیگدال مراجع شود، سیستم عصبی به طور پیش‌فرض به حالت دفاعی می‌رود و مراجع را در یک حالت عاطفی منفی (NEA) قرار می‌دهد. این حالت دفاعی بلافاصله پردازش پیچیده‌ای را که توسط مسیر واگ شکمی تسهیل می‌شود، خاموش می‌کند و رزونانس واقعی را غیرممکن می‌سازد. بنابراین، ایمنی فیزیولوژیکی ایجاد شده توسط مربی، پیش نیاز ضروری برای ترازبندی درونی است که مشخصه یک لحظه رزونانس است.

تسهیلگری پیشرفته کوچینگ: معماری فضای طنین‌انداز

طنین یک رویداد منفعل نیست، بلکه یک آفرینش فعال است که مستلزم تسلط مربی بر مهارت‌های ارتباطی پیشرفته‌ای است که عمداً سیستم مراجع را برای هماهنگی و خودشناسی عمیق آماده می‌کند.

مهارت پیش‌نیاز: ایجاد حضور تزلزل‌ناپذیر

یکی از وظایف مهم مربی، ایفای نقش یک لنگر ثابت و منظم است - یک "حضور تزلزل‌ناپذیر". این نقش برای تسهیل تنظیم مشترک و حفظ ایمنی مورد نیاز برای مراجع جهت کاوش در مطالب آسیب‌پذیر ضروری است.

پایه و اساس این حضور، ارتباط غیرکلامی است. تحقیقات نشان می‌دهد که سیگنال‌های غیرکلامی بیش از ۷۰٪ از ارتباطات را تشکیل می‌دهند. سیستم لیمبیک مراجع دائماً مربی را برای یافتن نشانه‌هایی از امنیت، قابل اعتماد بودن و نیت، بررسی می‌کند. زبان بدن مثبت یک مربی - مانند حالت بدن باز، تکان دادن سر به نشانه تایید و تماس چشمی مداوم - نورون‌های آینه‌ای را در مراجع فعال می‌کند، همدلی را تقویت و اعتماد را تقویت می‌کند. به عنوان مثال، خم شدن ظریف به سمت جلو، علاقه واقعی را نشان می‌دهد و مراجع را به ابراز وجود تشویق می‌کند. برعکس، زبان بدن بسته (مثلاً دست به سینه یا رفتار حواس‌پرت) می‌تواند آمیگدال مراجع را تحریک کند، بی‌اعتمادی را القا کند و تفکر تأملی را متوقف کند.

عمق استراتژیک: گوش دادن کلی (سطح ۳)

توانایی تسهیل تشدید، مستلزم فراتر رفتن از سطح ۱ (تمرکز درونی) و سطح ۲ (تمرکز بر محتوای مراجع) و رسیدن به گوش دادن کلی (سطح ۳) است. گوش دادن کلی فرآیند سیستماتیک توجه به کل بافت بیان مراجع است: نه فقط کلمات، بلکه لحن، زبان بدن، نشانه‌های فیزیولوژیکی ظریف و احساسات اساسی و اغلب ناگفته.

این عمق گوش دادن، مربی را قادر می‌سازد تا تغییرات ظریف در مراجع را درک کند و نشانه‌هایی را که «زیر رادار» هستند، تشخیص دهد. این تعامل حسی پیشرفته به مربی اجازه می‌دهد تا لحظه دقیق را برای به کارگیری سوالات قدرتمند و باز یا تکنیک‌های بازتابی که آگاهی در حال ظهور را متبلور می‌کنند، مشخص کند و آگاهی لازم را برای پیشرفت مراجع فراهم کند.

ایجاد و حفظ امنیت روانی

امنیت روانی، سنگ بنایی است که ریسک‌پذیری بین فردیِ ذاتی در کوچینگِ هم‌افزایی بر آن بنا شده است. این امنیت به عنوان باور مشترکی تعریف می‌شود که فرد می‌تواند بدون ترس از تنبیه یا تحقیر، نگرانی‌های خود را مطرح کند، سوال بپرسد یا اشتباهات خود را بپذیرد.

کوچ حرفه ایی می تواند لحظه رزونانس

را تشخیص د هد با استفاده از نشانه های علمی رخ دادن رزونانس در کوچی:

تغییرات ظاهری :

تنفس منظم . آرام شدن شانه ها . مکث های طولانی .تغییر لحن به نرم تر یا عمیق تر

تغییرات کلامی/ تغییرات احساسی/ تغییر در وضوح ذهنی

اقدام/تعیین اقدامک / ماندن در جریان یادگیری /

در فرآیند کوچینگ " تکنیک " به " تحول" تبدیل میشه و حقیقت درونی کوچی شنیده میشه .

سپاس از اینکه در مورد ایجاد طنین ( رزونانس) در جلسات کوچینگ بینش خود را به اشتراک می گذارید .

https://mehrabancoach.com/

https://www.linkedin.com/in/farideh-mazhar-mehrabani-54631a256?

زبان بدنسیستم عصبیکوچینگارتباط عاطفی
۴
۱
فریده مظهرمهربانی
فریده مظهرمهربانی
دکترای حرفه ایی کسب و کار -کوچ فردی و سازمانی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید