من به تو فکر میکنم، در مورد تو صحبت میکنم، در مورد تو خواب میبینم و هر چیزی دیگری در زندگی من مربوط به تو است. وقتی به چشمانت نگاه میکنم، حس میکنم که آتش درون رگهایم را میسوزاند در حالیکه قلب من دائماً برای تو میتپد. بیان احساسم کار سختی است. خانواده و دوستانم اسمش را دیوانگی گذاشتهاند، اما من به آن عشق میگویم.
میدانم که همیشه به تو میگویم دوستت دارم، اما این را میدانم که هنوز هم کافی نیست، چون این سه کلمه نمیتواند به طور کامل احساس من به تو را وصف کند، وقتی تو را میبوسم قلبم از هیجان پر میشود، من هرگز این طور وابسته کسی نشدهام، عشقی که به تو دارم را کلمات توضیح نمیدهند، و واقعاً کلمات را گم میکنم، اما بدان که برای من همه چیز هستی، همه چیزی که همیشه میخواستهام، خیلی دوستت دارم فرشته من، تو همه چیز منی.


شاید تعجب کنی که چقدر دوستت دارم. اما تعجب نکن. تو در آسمان من خورشید هستی، رودخانهای که از روح من میگذرد و هوایی که تنفس میکنم. هر چه تو را بیشتر میبینم عشق من، بیشتر عاشقت میشوم. با گذشت هر شب و هر روز، عشق من فقط بیشتر میشود. قبل از اینکه تو را بشناسم، باور نمیکردم که کسی را آنقدر عمیق دوست داشته باشم، اما تو به من ایمان دادی که عشق واقعی وجود دارد و آن را به من سهیم شدی.