ویرگول
ورودثبت نام
Sistan
Sistan
Sistan
Sistan
خواندن ۴ دقیقه·۱۶ روز پیش

هر کسی کارِ خودش؛ بارِ خودش

میگه: من بهت کار میدم؛ مال میدم؛ یار میدم؛ وَلَد میدم؛ به جات می‌جنگم؛ ازت محافظت و مراقبت می‌کنم؛ برات کمک میفرستم؛ باهات می‌مونم همیشه؛ ...

اما تو تنها باید اون کاری رو انجام بدی که دوست داری و باهاش کِیف می‌کنی و حالت رو خوب می‌کنه. همین. چطوره؟ دوست داری؟

فقط دوتا شرط داره.

یکی این‌که تنها به من اعتماد کنی و همه‌چی رو بذاری به عهده‌ی من، نه هیچ‌کس دیگه. هیچ‌وقت توی کار من دخالت نکنی و به من ایراد نگیری. یعنی این‌که هیچ‌وقت نگی فلان کار چرا اینجوری انجام شد و نتیجه‌ی بهمان اتفاق چرا اونجوری رقم خورد. می‌تونی؟ می‌تونی کاری به کار من نداشته باشی و بذاری هرجور که صلاح می‌دونم زندگیت رو پیش ببرم؟ هرچی رو می‌خوام بهت بدم و هرچی رو می‌خوام ازت بگیرم؟

به قول حافظ عمل کن!

صلاح کار کجا و منِ خراب کجا

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

دوم این‌که می‌تونی کاری به کار خودت هم نداشته باشی؟

یعنی اسیر پیشنهادات و انتقادات و نقشه‌های ریز و درشت نزدیک‌ترین و عزیزترین آدم‌های زندگیت و کسایی که میگن صلاحت رو میخوان(و واقعا دروغ نمیگن اما نمیدونن که صلاح کار رو هیچ‌کس جز خدا نمی‌دونه) نشی و اجازه بدی همون کاری به انجام برسه که سالها به هزار جور تو رو طلب کرده که دستی به سر و روش بِکِشی؟

کاری که حالت رو خوب می‌کنه.

کاری که اوج و فرودهاش رو هم دوست داری.

کاری که شکستش هم چندان توفیری با پیروزیش برات نداره.

کاری که قضاوت هر کس و ناکَس راجع بهش، روی تو تاثیر نمیذاره.

کاری که حاضری با جون و دل انتقادات افراد مختلف رو بشنوی و از نظرات‌شون برای فهم بیشتر خودت و کارِت استفاده کنی. هرچند که برخی از اون نظرات با سوءنیت گفته بشن.

کاری که حتی اگر بدون کمک در هر جای مسیر موندی و احساس کردی کار پیش نمی‌ره ازش ناامید نمی‌شی و ایمان داری که کمک هرجا لازم باشه میرسه. اگر نرسیده حتما خودت درین فقره می‌تونی از عهده‌ی مساله بربیای.

کاری که حاضری براش ساعت‌ها تحقیق و تمرین کنی و خسته نشی. تازه بعد از اتمام کار کلی انرژی گرفته باشی و سرحال‌تر از قبل شده باشی.

کاری که ازش طلبکار نتیجه‌ی خاصی نباشی و هر نتیجه‌ای ازش به بار اومد رهاش نکنی و معتقد باشی

به گفته‌ی بهرام بیضایی در فیلمنامه‌ی روز واقعه که:

عشق مَرکَب حرکت است نه مقصد حرکت؛ تا این‌که عشق با تو چه کند!

کاری که در هر مرحله‌ای از انجامش بودی با افتخار ازش صحبت کنی.

کاری که نه تبلیغش کنی و نه به نام خودت سند بزنی اما توی هر فُرمی که خواستی پُر کنی جلوی گزینه‌ی شغل، اسم اون رو بنویسی.

کاری که امضای تو بهش اعتبار بده نه عنوان اون به تو.

کاری که از هر جا کم آوردی تقصیر اون نندازی و نخوای اون رو قربونی کنی.

کاری که برای رسوندنش به جایی که تو موفقیت می‌دونی به هر دری نزنی و به هر کسی رو نندازی و هر وسیله‌ای توجیه رسیدن به هدفت نشه.

کاری که فرسوده‌ت نکنه و هرقدر که انجامش میدی سرحال‌ترت کنه.

کاری که براش جون نَکَنی و احساس نَکُنی پیرت کرده. چون کاری که نیشش برات نوش نباشه جز بیگاری و فروختن تن و روانت به بهایی اندک و پوچ چیز دیگه‌ای نیست.

کاری که از خاطرات زمین‌خوردن‌هات هم برای دیگران با سربلندی حکایت کنی.

کاری که اگر روزی به دلیلی دیگه قادر به انجامش نبودی کسانی رو که اون کار رو انجام میدن تشویق و تحسین کنی و از توفیق‌شون خوشحال بشی.

کاری که دلبسته‌ش باشی و وابسته‌ش، نه.

کاری که روز به روز بالنده‌ت می‌کنه و تاثیر عمیقی روی بلوغت خصوصا بلوغ روانت داره.

کاری که هر تغییری بکنی باز از عمق وجودت صداش رو می‌شنوی.

کاری که صبح‌ها به شوقش چشمات رو باز می‌کنی و شب‌ها از فکر طرح‌ها و ایده‌های جدید براش خوابت نمی‌بره.

کاری که به عنوان امانتی بهش نگاه می‌کنی که هر لحظه میتونه ازت گرفته بشه و تو اعتراض نکنی.

کاری که در هر قدمی که براش برمی‌داری از خالقش مدد بگیری برای ادامه‌ی راه و این‌طور به خودت یادآوری می‌کنی که کار و راه مال تو نیستن که جَوْگیر بشی و خودت رو لابلاش فراموش کنی.

کاری که با انجامش بتونی اطرافت رو بهتر ببینی نه این‌که از آدم‌ها و محیط و هرآنچه که در حال وقوعه دورت کنه.

کاری که چشمات رو هر روز بازتر کنه و بتونی حکمت صاحبش رو دقیق‌تر ببینی نه این‌که چنان غرقش بشی که اگه دنیا رو آب بُرد تو رو خوابِ غفلت ببره.

کاری که هم روانت رو آباد می‌کنه و هم جیبت رو. همون‌که اونقدر برات ارزش داره که اصطلاحا ازش پول دربیاری یا درست‌تر این‌که باهاش ثروت بسازی.

کاری که سلامت جسم و روانت رو باهم برات مهیا و حفظ می‌کنه.

کاری که علاوه بر خودت نفعش به آدم‌های دیگه هم برسه.

کاری که ارزش جدیدی تولید کنه و یا ارزشی قدیمی رو گسترش بده و به روز کنه.

کاری که حاضر باشی با تمام وجود هرآنچه در چنته داری به اهلش انتقال بدی تا دِینت رو به کاری که این‌همه سال بهت خدمت کرده این‌طور اَدا کنی.

حالا با همه‌ی این طول تفسیر، می‌تونی؟

می‌تونی از عهده‌ی دوتا شرط بربیای؟

اگر که بله؛ بگو بسم‌الله🫴

کارلذتآزادیخالقعشق
۰
۰
Sistan
Sistan
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید