ویرگول
ورودثبت نام
رضا
رضانیمه ای که گم شد/ تا رسیدن به نیم قرن زندگی اندکی باقی مانده / کار افرین / کوچ زندگی و کار/ عاشق نوشتن و فیلم و نقاشی که البته نوشتن جای مابقی را بشدت تنگ کرده
رضا
رضا
خواندن ۲ دقیقه·۷ روز پیش

فقرای ثروتمند

 

 مجلس نسبتا مفصلی بود تا لاری با سقفهای مرتفع حداقل 15 متر و پرده هایی به همان بلندای دیوار . کشیده و پرچین ف ساده اما مجلل ، مهمانها رنگاورانگ . کت و شلوارهای اقایان که معلوم بود بعد از مدتها از دل کمد بیرون کشده شدن تا وظیفه سالی یا دوسالی یکبار خودشان را انجام بدهند . کفشها که معلوم بود برای صاحبین شون به اندازه کتو شلوارها مهم نیستند اگرچه واکس خورده تمیز بودند و البته اینکه اکثر کت ها امکان بسته شدن تکمه هایشان برای صاحبش را دیگر نداشتند . چاقی مرض فراگیری است . لبخندهای تصنعی معمول و تبریک گفتن های کلیشه ای نخ نمای تکراری . خانمها اما واثعا شادترند احتمالا همان موضوع ذات ورد و زن در افرینش است که ممکنه چیزی که زن را خوشحال میکند با چیزی که مرد را شاد میکنه تفاوتهایی از کوچ تا بزرگ داشته باشد . از چادرپوش تا دامن کوتاه همه نوع در مجلس بود . بعد از شام مفصلی که به زور جوری خوردیم که انگار باید انتقام هزینه ی کادو را گرفته باشیم همه برای رقصی ملو و مینیمال و البته در کمال فرهنگ و ملاحظه دعوت شدند واکثرا هم در ان شرکت کردند . همه چیز کاملا ساختگی بود . خنده ها رقص ها و شادی ها . خداکند که لااقل عروس و داماد نمایش شان واقعی باشد . اما ... اما ... زیباترین اتفاقی که واقعی ترین پرده نمایش این جشن بود ناگهان رقم خورد ... یکی از خدمه که خانمی حدود 45 ساله بود با همان لباس فرم ساده ی تمیز اما مستعمل و با همان موهای زیر روسری و ارایش نکرده و با عینکی زیبا اگرچه ضخیم در حالیکه ناخوداگاه میرقصید میزها را تمیز میکرد و ظروف را جمع میکرد . میخواند و ریز می رقصید و اشغال میوه ها را ... ظروف را ... لیوان های شربت خالی و نیمه پر را .... و با اهنگ لب میزد و میخواند و ساده و خیلی جمع و جور با خودش می رقصید .... خدمه ای که ساعتی حقوق میگرفت شاید در ماه به اندازه نصف حداقل حقوق اداره کار نباشد اما ... اما به نظرم او تنها شخص واقعی شاد مجلس بود نه از ثروت یا مقام یا رفاه ... شاید از نوعی خرسندی و رضایت و شاکر بودن درونی ... این قصه واقعی و مربوط به کمتر از 12 ساعت پیش . و من هنوز به او فکر میکنم که قطعا از همه ی مدعوین بی پول تر ولی ثروتمند تر بود  

مجلسحقوقزن
۶
۱
رضا
رضا
نیمه ای که گم شد/ تا رسیدن به نیم قرن زندگی اندکی باقی مانده / کار افرین / کوچ زندگی و کار/ عاشق نوشتن و فیلم و نقاشی که البته نوشتن جای مابقی را بشدت تنگ کرده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید