باز کن پنجره را
این همه آواز قناری
پشت در منتظرند
و گوش شنوایی
که پر از تشنگی است.
باز کن پنجره را
من آمده ام
از بی خبری ها دور ترم
و به تو نزدیکتر از هر موقع
کاش به تفسیر نگاهم قهار
کاش به تنهایی دستم دانا
باز کن پنجره را
در کوچه کسی منتظر است
خواب نوشین سحر
کاش برود از سر مان
اینده ندارد تضمین
امروز ، منتظرم