مراجعی داشتم که بعد از تراپی و مشاوره و........ به من ارجاع داده شده بود برای کوچینگ و مابقی ماجرا ............ زنش بهش خیانت کرده .بله ... همین که شنیدین ....... یه جمله است نه ؟ زنش بهش خیانت کرده .. ولی یه جمله نیست یه کتابه . یه کتابخونه است . یه شهره . یه کشوره یه جهانه . یه کهکشانه یه کائنات بی پایان از ظلمه .............. بجای اینکه زنش رو طلاق بده خودش رو طلاق داده بود . از شادی . از ادامه دادن زندگی . از حال خوب ................ راهش سخت و صعب العبور بود هست خواهد بود ............... من چکار باید میکردم ؟ کردم انچه را که بلد بودم ..... گفتم انچه که باید میگفتم و شنیدیم و شنیدم و شنیدم و شنیدم ................ و خالی نشد و خالی نشد و خالی نشد و خالی نشد ...................... چاره چیست ؟ سیلی واقعیت گاهی گردن را میشکند .............. ظلم او به این مرد ظلم ان نفر سوم .و حالا ظلم نفر سوم ............... اگر مجال نوشتن بود یک کتاب که هزار کتاب برای این دیدار مینوشتم ............ نه اینکه بار اول باشد که چنین چیزی را میبینم یا میشنوم ...... ولی بار اولی بود که چنین زخمی را عمیق و عریان و ملتهب چنین قانقاریایی و نکروزه میدیدم ......... پروتکل های کوچینگ بر او موثر خواهد بود اما روح او را خودش و خدا مگر درمان کنند