ویرگول
ورودثبت نام
خائوس
خائوسجلادِ جعلی
خائوس
خائوس
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

مرض

فکر کردم می‌تونم برای امروز به اندازه کافی زنده باشم

ولی نه ، هنوز نتونستم

باورم نمی‌شه دلم حتی برای بی حوصلگی قبلیم تنگ شده

رفرش کردن‌های بی‌خودیم وقتی که همه‌رو از خودم روندم

کارای احمقانه و حرف‌های احمقانه‌م ،

فضایی که داشتم ، آزادی بیان کامل ، ترسی نبود

جدای اینا ، دل و دماغی برای نقاشی کشیدن ندارم

نه حتی قهوه که قسمت موردعلاقه‌ی روزم بود

نه بیرون رفتن

خصوصا با شرایط قبلی زندگیم ، اتفاق‌های آذر ماه

یا حتی سال پیش ، مرداد ماه

من تونستم از پس مرداد بربیام ، ولی آذر ، داشتم ذره ذره فاصله می‌گرفتم ازش و حالا ، دو چندان شده

احساس خفگیِ تندی دارم

نه حتی میکاپ کردن حالمو خوب نمی‌کنه

بسته‌م خیلی وقته رسیده ، همه‌ی اون چیزهایی که کُلی ذوقشو داشتم

نه لباس‌های جدیدی که خریدم

و این شرایط تخمی کشور

خشمم رو نمی‌دونم چطوری ابراز کنم

و طوریه که هی می‌گم : حالا چیکار کنم؟

حالا چی می‌شه؟

ن

۵
۰
خائوس
خائوس
جلادِ جعلی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید