خائوس·۲ روز پیشیک نبرد.درون یه قوطی خالیِ کبریت ، نشستمدو زانو ، چهار زانو، دراز کشیدم به پشت به پهلومنتظر ماندم.برای خودمبرای چشم هایم.برای جریان ِ عکسهای تو س…
خائوس·۴ ماه پیشبیاین اواخر فیلمهای زیادی دیدمو حالم از همشون بهم میخوره جداًاینترنت مودمم هی گوگل نمیاد ، هی میادباقی چیزها هیچی ، حتی گوگلم هی گیر میک…
خائوس·۴ ماه پیشمرضفکر کردم میتونم برای امروز به اندازه کافی زنده باشم ولی نه ، هنوز نتونستم باورم نمیشه دلم حتی برای بی حوصلگی قبلیم تنگ شدهرفرش کردنهای ب…
خائوس·۴ ماه پیشاوضاع قاراشمیشمیخوام احوال این چند وقت خودم رو مرور کنماز وقتی که شروع شد ، ۱۸ دیتا الان ۱ بهمندچار یه خلاء روحی عجیبی شدم ، قبلا هم سابقهشو داشتم ولی…
خائوس·۴ ماه پیشسوالسوال من اینه که تا چه حد آزادی بیان داریم تو ویرگول ؟ :))))میخوام متنهامو نشر بدم ، مدت زمان زیادیه که مینویسم ، و بله با این وضعیت اینت…
خائوس·۴ ماه پیشددربودنِ ربایندهجملاتِ قصار ، بی پکر و باری کشنده.پانکراسِ خمیدهی تو ، رویِ مشورتِ دو آیینه.رباینده بیدار ، من خواب.گروهی به تازی و گروهی به…
خائوس·۴ ماه پیشسیاهچالهمثل یک لکهی سیاه ، با یه لرزشِ نامحسوس +تردید دارد؟ راه را گم کرده هست؟ چه خواب سنگینی.چه خوابِ ...+چه بد عنق!برج زهرمار / میخوام تو خودم…