ویرگول
ورودثبت نام
خائوس
خائوسجلادِ جعلی
خائوس
خائوس
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

یک نبرد.

درون یه قوطی خالیِ کبریت ، نشستم

دو زانو ، چهار زانو، دراز کشیدم به پشت به پهلو

منتظر ماندم.

برای خودم

برای چشم هایم.

برای جریان ِ عکس‌های تو سرم.

و کم کم

دوران من سر رسید

در شفیرگی تا ابد ماندم.

تا ابد.

ابد تا کجاست ؟

نمی‌دانم.

من به خودم اعتقاد دارم.

نه به خدا.

پس ابد من ، تا لحظه‌ی مرگم گره خورده.

۴
۰
خائوس
خائوس
جلادِ جعلی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید