این چک لیست صرفا کمکی است برای زنده ماندن.

در خانواده، من همیشه به این معروف بوده وهستم که در شرایط بحرانی و سخت خیلی زود استرسی و احساساتی میشوم و کنترلی روی خودم ندارم و این یک ضعف بزرگ است. اما من کاملا برعکس فکر میکنم به نظر خودم من آدمی هستم که اتفاقا در جایی که باید گریه کنم، گریه میکنم و در جایی که باید احساساتم را بُروز بدهم اینکار را میکنم تا بعد از دوران گذر از بحران بتوانم ادامه بدهم که خب تا حالا هم جواب داده. در تقریبا چهل روز گذشته مفیدترین کارِ من تلاش برای بقا بوده، غذا خوردن، خوابیدن و قانع کردن مغزم که فقط ده دقیقه دیگه زنده بمانم.
ولی حالا شرایط متفاوت شده، ما باید بمانیم، قوی بمانیم چون وقت عزا نیست که هنگامهی جنگ است و چند روزی است که دارم تمام تلاشم را میکنم که زنده ماندن را به روشهای بهتر ادامه بدهم.
نکته خیلی مهم: تاکید میکنم "زنده ماندن" نه زندگی کردن.. چون در شرایط الان هیچ "زندگی کردنی" معنا و وجودیت ندارد.
من خیلی وقت پیش لیستی درست کردم از کارهایی که میتوانند حکم طناب نجات به وقت سقوط از پرتگاه رو برایم داشته باشند. و حالا این لیست 30تایی از فعالیتهای نجاتبخش را برای شما هم به اشتراک میگذارم و یکی یکی باهم پیش میرویم.
1: کتاب خواندن و مطالعه: از روزی یک صفحه و 5 دقیقه شروع کنید. با کتابهای سبک و ترجیحا داستانی.
کتاب من این روزها: رمان "دختر مهتاب" نوشته "سولین تن" با فضای تخیلی، درام و جنگی.
2: مدیتیشن: بستن چشمها، قرار گرفتن در یک موقعیت کاملا راحت و سعی برای تمرکز روی موسیقی آرام بخش.
من از کانال پادکست "زندگی مایندفول با مدیتیشن" و "مدیتیشن پادکست" استفاده میکنم.
3: رفتن به طبیعت: کوه، دریا، جنگل، یک پیک نیک نصف روز و حتی پارک نزدیک خانه.. جایی که رنگ سبز قالب باشد
4: داشتن خوشحالیهای کوچک: چه کاری کمی، ذرهای ته دل شما را گرم میکند؟ خریدکردن؟ یک تغییر دکوراسیون کوچک؟ یک تغییر در ظاهر؟ نوشیدن قهوه؟ تا ده روز هر روز یک خوشحالی کوچک برای خودتان رقم بزنید.
5: ساختن یک روتین کوچک و منظم: روتین صبح، روتین پیاده روی عصر، روتین پوستی، روتین شب و هر روتینی. یک سری کارهای کوچک و پیوسته که هرروز در زمان مشخص آنها را انجام دهید.
تجربه خودم: یک روتین صبح، یک روتین شب و یک روتین غذایی منظم که از آنها پیروی میکنم.
6: وقت گذراندن با آدمهای امن: خانواده و دوستانی که بتوان در کنار آنها خودتان باشید بدون سانسور.
7: از خانه بیرون رفتن: باور کنید دنیای بیرون از چارچوب خودتان دنیای بسیار وسیع و متفاوتی است، به مکانهای موردعلاقهتان بروید. کتابخانه؟ کافه؟ بازار؟
8: پناه بردن به هنر: هنر مورد علاقه شما چیست؟ طراحی؟ نقاشی؟ موسیقی؟ شیرینیپزی؟ هر هنری که شما را از فضای سیاه و سرد ذهنتان خارج و شما را به زندگی وصل کند.
من این روزها بیشتر از هروقت دیگر به طراحی و شیرینیپزی پناه بردهام.
9: فیلم و سریال: موضوعهای سرگرم کننده و سریالهایی که داستانی جذاب و گیرا برای شما داشته باشند. سریالهایی که باعث شوند تمام ذهنتان درگیر موضوع سریال باشد.
سریالی که من شروع کردهام: "این دریا طغیان خواهد کرد" محصولی از ترکیه با ژانری عاشقانه، درام و کمی جنگی
10: شروع یک چالش تازه: یک رشته ورزشی جدید، یک ساز جدید، یک مهارت جدید، یادگیری یک مهارت جدید. بهانهای که روزی یکی دوساعت ذهن شما را درگیر کند.
من یادگیری زبان ترکی استانبولی را آغاز کردم
پایان بخش اول.
و نکته مهم: خیلیها این روزها به بهانهی اینکه عادیسازی نکنید مدام از مردم طلبکارند. آنلاینشاپها کار نکنند، به خرید نروید، ورزش نکنید و غیره و غیره.
دوست زیبای من، ما بیشتر از هر وقت دیگر نیاز به انرژی برای ادامه دادن داریم. امان از روزی که ناامیدی سوار بر مردم شود
ما نیاز داریم زنده، شجاع و قوی بمانیم. برای آینده و برای عزیزانمان.
این عادیسازی نیست این تلاشی است برای بازسازی خودمان. 1401 وقتی موجی عظیم راه افتاده بود که عادی سازی نکنید عزیزی آمد و نوشت:
ما الان دقیقا در وضعیتی هستیم مانند کسی که پاره تنش را از دست داده، درد سوگ هیچوقت خوب نمیشود شفا نمییابد، بلکه جایش تاابد روی جسم و روح بازمانده باقی میماند. شاید ما به ظاهر زندگی میکنیم اما مگر جای این زخم را میشود فراموش کرد؟
حواسمان باشد در زمین دشمن بازی نکنیم، ما با سرکوب و سرزنش یکدیگر به هیچ جا نمیرسیم. ساز بزنید و برقصید و ادامه دهید ما باااااااید زنده، قوی و شجاع بمانیم.