ویرگول
ورودثبت نام
Cherryo_0juice
Cherryo_0juiceآب آلبالوی نعشه!
Cherryo_0juice
Cherryo_0juice
خواندن ۲ دقیقه·۵ ساعت پیش

قوری اما نعشه.

سلام عزیزترینم.خیلی میگذره از آخرین باری که برای تو نوشتم.اما الان شکوفه ایی در قلبم ایجاد شده.شکوفه ی دلتنگی،شکوفه ایی که از بس به تو فکر کردم تو قلبم ایجاد شده.بیا از روزهایم برایت بگم. چند روزی غم زده بودم اما الان حالم خوبه.یادته عاشق آبی بودم؟الان زرشکی مورد علاقمه.امروز صبح وقتی آفتاب به چشمام میخورد از خواب بیدار شدم.باد فرح‌بخشی به صورتم میخورد.بلند شدم پنجره رو بستم و پرده رو کنار زدم،نور بیشتر شد.نور منو یاد تو انداخت.تو هم مثل نوری.میدرخشی مثل خورشید.

موهامو تو آینه نگاه کردم که آشفته بود،حتی اونا هم متوجه نبودنت شدن.صدای سوت کتری که مامان گذاشته جوش بیاد،به گوشم می‌رسید.مامان آهنگ تور ماهی‌های ویگن گذاشته بود.امروز زرشکی بود.امروز زرشکی در من رشد کرده بود.

بعداز ظهر پادکست همسفر از صابر ابر روشنه و آروم آروم حرف میزنه و میگه"عزیزِ من دو نفر که سخت و بی‌حساب عاشق هم‌اند و عشق،آن‌ها را به وحدتی عاطفی رسانده است واجب نیست که هر دو صدای کبک،درخت ناروند،حجابِ برفی قله‌ی اَلم کوه،رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند."

حق با آقای ابره چه دلیلی وجود داره که وقتی دو نفر عاشق هم‌ان عاشق یک چیز باشن و سلیقه های یکسال داشته باشن؟

بقول آقای ابر"اگر چنین حالتی پیش بی‌آید باید گفت یا عاشق زائده است یا معشوق!"

عشق که به یکسان بودن نگاه نمیکنه،یهو به خودت میای میبینی عاشق کسی شدی که اصلا شبیه به تو نیست ولی تو،تو چون عاشق اونی اخلاق‌های اونو،سلایق اونو تو خودت جای میدی و تمام اولویت های تو میشه اون.

اونی که شاید اصلا ندونه تو دوستش داری و عاشقشی.

چمیدونم.

چند شب پیش خوابی بشدت دوست‌داشتنی دیدم،اونجا تو بودی و شاید چون تو در خوابم بودی اون خواب دوست‌داشتنی به نظر میومد.

بارها و بارها وقتی از خواب بیدار شدم با خودم گفتم کاش واقعی بود،کاش واقعیت داشت.اما نداشت.

"از تاریکی به تاریکی بازمی‌گردد حلزون دریایی."

هوا کم کم داره زمستونه میشه.خوشحالم،دلم برای هوای سرد تنگ شده بود. فکر کنم وقتشه قوری باشم،با چایی برم دنبال ریحانه و راه بریم و حرف بزنیم.بشینیم تو پارک و ببافیم.همین‌ها کافیه.

عاشق
۲
۱
Cherryo_0juice
Cherryo_0juice
آب آلبالوی نعشه!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید