ویرگول
ورودثبت نام
نوامبر
نوامبرمی‌نویسم تا فریاد نشم.
نوامبر
نوامبر
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

از ؟

ترس،تند شدن نَبض
ترس،صدای بلند اون مَرد
ترس، نشستن عرق سَرد
ترس،نیمه شب ها، بدون اون فَرد
ترس، قلب من و محرکای دَرد
ترس، اون سالن بزرگ با چراغای زَرد
ترس،روزای طی شده با نَبَرد
ترس و اون جسد نشسته به گَرد

ترس؟ از؟

تاریکی؟ عقرب سیاه؟ اون تونل تنگ ؟ پوچی بعد از سرنگ؟

بلندی زیر پات وقتی لبه بوم وایسادی؟

ترس؟ از ؟


از لحظه ای که مامان مُرد؟
فهمیدی که بابا بُرد؟
رفت و بالاخره اونو اوُرد،اتاقای خالی رو شمُرد،مامانو به فراموشی سپُرد، غذاهارو با اشتها خورد، همه رو ازُرد
بعد دست من رو فشُرد،گفت نباشم دل پژمُرد،،
اما شدم افسُرد
چون فهمیدم که مامان نبُرد.

چرت و پرتترس
۶
۶
نوامبر
نوامبر
می‌نویسم تا فریاد نشم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید