طاقِ پنجم | اصلان
هیبتِ بیپایان و شمشیر ایستادگی
اصلان، فرزند صلابت و تجسم شجاعت ناب، مردی بود که هیچ ترس و هیچ عقبنشینی را در قاموس وجود خویش راه نمیداد. او، پیش از هر میدان، چون کوهی استوار، سر بر افراشته و دل پر از آتش شجاعت، ایستاده بود؛ و نامش، پیش از آنکه شمشیر درآید، بر فضای نبرد سنگینی می کرد .
هر نگاه او، چون تیزترین تیغها، هیبت رویارویی را میلرزاند و هر گامش، زمین را گواهِ قدرت و استواری ایل می ساخت. اصلان، نه تنها مرد میدان، که ستون بینظیر اقتدار و نماد بیبدیل دلیرمردی برای ایل بود؛ جایی که خطر سایه میافکند، پیش از هر مواجهه ای ، سنگینی هیبت او را حس می شد. و یاران، همچون کوههایی در کنار او، قوت قلب مییافتند.
اصلان، با قامت استوار و صدای سکوتآور خود، تاریخ را به یاد میآورد؛ مردی که حضورش چون آفتاب بر افق ایل میتابید و هیچ طوفان و هیچ مانعی یارای خم کردن او را نداشت.و حضورش همچون زره ای نامرئی، دل ایل را بیمه می کرد . نام او با هر زمزمه باد در دشت و هر پژواک در کوه ، پیام آور صلابت ، شجاعت و غیرت بود ، افسانهای زنده که نسلها از او میگویند و در هر نبرد، یادش، همچون شمشیری برنده، هم هراس می افکند و هم یاران را به فخر و غرور.
@ghalbiha
کانال رسمی طایفه غالبی حاجیوند