ویرگول
ورودثبت نام
نسترن پیریان
نسترن پیریاننوشتن، اولین راه برای درمان!
نسترن پیریان
نسترن پیریان
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

در جست‌وجوی ریدو (Redo)

این روزها هر کس را می‌بینم، در حال بیل زدن باغچه‌ی خودش است. حیران و سرگردان دنبال گزینه‌ی آندو ریدو می‌گردند؛ اگر پیدایشان کردند، می‌خواهند آنقدر فشار بدهند تا به مرحله‌ی یک ماه قبل‌تر برگردند.

سیاست‌مدارهای اینجا هم هر روز از درهای متفاوتی وارد می‌شوند تا بگویند خلقت ما باگ دارد و گزینه‌ی ریدو در خلقت ما وجود ندارد.

من از آنها بی‌دلیل متنفر هستم. راستش این روزها از خیلی چیزها متنفر هستم. از ماشینِ بی‌در و بی‌شیشه و خاکستر شده‌ی پارکینگ که در اعتراضات آتش زدند، متنفر هستم. از شنیدن اسم پسرعمویم، به خاطر به یاد آوردن ساچمه‌ی سرش، متنفر هستم. از احوال بد عمو بعد از آزادی و آنلاین نشدنش متنفر هستم. از مطب پزشک و پزشکیان متنفر هستم. از هر کسی که سعی دارد نظر سیاسی خودش را در ما فرو کند و از هر کسی که خودش را لایق نصیحت کردن می‌بیند.

از اخبار، از پیامک‌ها، از آسفالت شهر، از بنرها، از صداها، اشک‌ها، شعارها، قول‌ها و وعده و وعیدهایی که از روی باد معده هستند، متنفر هستم. امروز از آتش هم متنفر شدم. از آتشی که امروز بازار جنت را سوزاند، از گازی که باعث انفجار بندرعباس شد و از چهار انفجار آینده هم متنفرتر از همه‌ی این‌ها هستم.

و بیشترتر هم از اینکه هر بار خواستم چیزی را بنویسم با کلمات کذائیه «این روزها» شروع می‌شود، متنفر هستم. کم‌کم می‌روم به سمت و سوی اینکه از خودم هم متنفر شوم. شاید هم هستم!

کشورایرانوضعیتاعتراضتنفر
۴
۰
نسترن پیریان
نسترن پیریان
نوشتن، اولین راه برای درمان!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید