نسترن پیریان·۲ ماه پیشمن را بخوانید.روزهاست که دلم میخواهد از تو بگویم، اما میترسم. در این ایام کذایی هم کارم به جایی رسیده است که پدرم دیروز از من میپرسید: «چه باید کرد؟»…
نسترن پیریان·۲ ماه پیشحرف زدن با پلههامدتهاست که دست از این من کشیدهام! از این تن، از این بدن، از هر چیزی که متعلق به من است، متنفر هستم. روزهاست که هیچ حقی با من نیست؛ حق ر…
نسترن پیریان·۲ ماه پیشدر جستوجوی ریدو (Redo)این روزها هر کس را میبینم، در حال بیل زدن باغچهی خودش است. حیران و سرگردان دنبال گزینهی آندو ریدو میگردند؛ اگر پیدایشان کردند، میخواهن…
نسترن پیریان·۳ ماه پیشحالِ تاسیان.روزهاست که با سردرد از خواب بیدار میشوم. مانند مرغها زود میخوابم، شاید از مرغ هم آن طرفتر. پنج عصر میخوابم تا آخر شب. انگار روحم تما…
نسترن پیریان·۳ ماه پیشمسابقه برای بقا..!این روزهایی که گذشتند برایم مثل شرکت در مسابقهی بقا بود. من نه جنگنده بودم، نه سرگروه یا رئیسی که در امان باشم، نه حتی یک کودک که معاف از…
نسترن پیریان·۳ ماه پیشزمینِ آسمان هفتمفرهادِ من؛ سوادم برای از تو نوشتن، نم کشیده.روزگارم به شیرینیِ نامم نیست، قلبم به عظمت و سنگینی کوه پیش روی تو درآمده.طاقتم طاق شده و سر آم…
نسترن پیریان·۴ ماه پیشتاسیانشاید اگر ارتفاع این بالش غمور کمی بیشتر بود؛ شاید اگر ماکارانیهای بشقاب شام آخر شب چند دسته کمتر بود؛ شاید اگر تیک تاک این ساعت فکستنی آهس…
نسترن پیریان·۷ ماه پیشقلبم میگیرد!( از نوشتههای 2023 )لاک بر روی ناخانهایم خشک میشود، قلبم میگیرد. گویی که راه نفس کشیدنم را این پلاستیک های صورتی و براقِ روی ناخونها گ…
نسترن پیریان·۷ ماه پیشچی مهمه؟عکس مهمه.میدونی حمایت برای من، مهمه.اینکه تو حوصله من رو داشته باشی مهمه.وقت گذاشتن برای کارهای بیارزش از نظر تو و باارزش از نظر من، مهمه.…
نسترن پیریان·۷ ماه پیشرفاقت مردانه!من پس از سالها رفاقت، یا به اصطلاح عام «رفیقباز بودن!» به یک نتیجه تلخ رسیدم: چیزی به اسم رفاقت صمیمانه، که خالی از حسادت، دورویی، حیله…