ویرگول
ورودثبت نام
Ayra Kim
Ayra Kim"گر هیچ سایه پذیرد،منم آن سایه هیچ"
Ayra Kim
Ayra Kim
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

مستِ بی‌سرود

ز جمله برخیز ای سحاب بی‌رمق،که گفت و چه گفت از من و بازیگر و عقل و سَرو؟

کدام شهریار برایم بر سر جویی نشست و سکوت را یاد و مُهر را بر پیشانی‌ام زد؟

شاید نیکی‌ام در دجله فرات انداخته شد و با رود رنگین مغزیت به جوی کوه بچگی‌ای که نقاشی شده بود انداخته شد. دلم میخواهد جان و عجزی بر زمین بگذارم و بگویم برای مِن جمله و مِن الموقوفیت بس است،چه میدانم از سینه‌ام چه می‌روید،شاید روزی خاک سنبلی بر ارمغان خفه‌شدگان بی‌دهان شد ولی امیدوارم برای عاشقان بی‌شفق الشرب خزان آن گیری نیوفته‌اند،آخر به صدیق الشریف بی‌مضمون مراد خوابیده‌ای میشنود و از پایینِ پای خود به بالای پشت بامی فکر میکنند که انگار موظف به نقاشی هستند.

به هرحال امیدوارم سینه‌ام به کسی برسد که طعم فضل و عشق را درک کنند.

آیرا؛۲۱‌می.

۳
۰
Ayra Kim
Ayra Kim
"گر هیچ سایه پذیرد،منم آن سایه هیچ"
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید