خشک چوبی خشک سیمی خشک پوست
از چه می آید این آوای دوست
وقتی زنی ساز می نوازد ،
وقتی زنی ساز مینوازد
دنیا در سکوت فرو میرود وکنجکاوانه گوش میدهد تا ببیند او چه خواهد نواخت
ساز زدن زنها ، مثل فلسفی فکر کردن آنهاست!
گاهی دنیا در دایره ای به قطر یک دف کوچک میشود و یا به اندازه تار تنبوری نازک
و در دستان و انگشتانی که با ناخن هایی که به رنگ سرخ آتشی نقاشی شده اند ،
به بازی گرفته میشود
رقصان میشود
و شاید هر ضربه ای به دف زلزله ای در آن طرف دنیا بپا کند
طوفانی شود در اقیانوس
سیلابی در دشت
سونامی شود در خلیج جزیره ای دورکه ساکنانش از علت آن بی خبرند
و از خدایی که از ههمه چیز
بی خبراست گلایه میکنند !!
پس ای نگار
ای زیبای من
انگشتان خویش را
بر دل دف عاشقانه بزن تا از مرجانهای رنگارنگ کف دریا
تا لاله های واژگون در دامنه دشت ها
در نوازش نسیم کوهسار
مستانه به رقص آیند ...