سلام.
حالتون چطوره؟ امشبو امروز معرفی ای از منِ نویسنده معروف به "نویسنده تنها" و "نویسنده شبهای تنهایی" هستم، ولی گل بچه صدام کنید بهتره؛ حالا هر طور دوست داشتید میتونید بنده رو صدا بزنید.
نوجوان ساله ای با روحی کهنسال تشریف دارم. نویسنده ای هستم درون همه جور ژانر و یک هنرمند در رشته هایی مثل "موسیقی" "نقاشی دیجیتال و کاغذی" "دوبلوری" و "کاردستی" هستم.
دروبرم پر از آدما ولی خب، چه بگم که از درون دلم تنهاست!🤷🏻
همچنین، هدف دارم بخاطر اومدن به ویرگول. خواستم داستان هایی که مینویسم رو درون این جا قرار بدم یا نوشته های دلی و از روزمرهم شاید بزارم تا شاید دلم کمی خوشنود تر شد.
دوستی رو شاید قبول کنم، چون دوستی چیز خوبیه به طور کل؛ حداقل آدم یکی رو داره باهاش یک دل سیر صبح تا شب حرف بزنه! البته اگر آدمش پیدا شه. 😞
سرتون رو به درد نمیارم، به طور کل من یک نویسنده ای تنها ام و علایقی عجیب نسبت به بقیه ی همسن هام دارم، مثلا از کودکی از فندوم های "کریپی پاستا" "فَنَف" "آندِرتِِیل" و... بودم و هستم درحال حاضر.
تا نوشته ی بعد که داستانی قراره باشه ااز شخصیت های کریپی پاستای خودم، خدا یارو یاورت🤚