پارت ۶
به حرفایه آقاگوش بدی گفتم چشم رفتم سمت اتاق در زدم تق تق صدایه جذابی گفت بیاتو دربازکردم پشتش به من بودوای خدایه من چه قدی داره وای با پته پته گفتم آآآقامن واسه کاراومدم برگشت بهم نگاهی انداخت چراکارگفتم آقااومدم کارکنم دیگه بااعصبانیت گفت برووو بیروننن گفتم آقا ببخشید غلط کردم من خواهرم مریضه باید کارکنم پولش به دست بیارم دست خودم نبود که گریم گرفت که گفت بیاجلوگریه نکن رفتم جلو گفت توچشمام نگا کن سرم بردم بالا وای خدا من بزور تاسینش میرسیدم چشماش سبزآبی بودن چه قد خوشگل بودن صورت سفید سافی داشت ابرویه مردونه لبایی بزرگ بع رنگ قرمز مثل یه دختر ظریف بود که گفت امضاش کن