ویرگول
ورودثبت نام
Maedah
Maedah
Maedah
Maedah
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

جانان دوست داشتنی من

پارت ۷

برگه دیدم شروع کردم به امضا کردن گفت این خونه بزرگه واسه همین ماهی ۱۰ ملیون بهت حقوق میدیم انتضار بیشترش نداشته باش گفتم چشم آقا گفت خیلی خب برو صبح ساعت هفت همین جاباش گفتم چشم برگشتم برم که گفت وایسا سرجام وایستادم گفت جوجه اسمت چیه باحرص گفتم جانان گفت خوبه برو اومدم بیرون برم دیدم همون خانومه اومد گفت سرساعت بیای گفتم چشم رفتم سمت خونه دیدم درخونه شلوغه دیدم مامان طلا افتاده وسط خونه دارن میزارنش توآنبلانس دادزدم گریه کردم مامان طلااا نههه کجامیبرینششش رفتیم تواتاق عمل بوددیدم پرستار اومد گفت متاسفم گفتم یعنی چی گفت غم اخرتون باشه

۱
۰
Maedah
Maedah
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید