پارت ۹
رفتم توخونه همون خانم دیدم که بهم گفتدمیتونی صدام کنی خاتون گفتم چشم رفتم بالااتاق آقاصداش میومد میگفت اه عزیزم آریان فدات بشه الهی آریان حتما اسم خودشه وای چه اسمی درزدم که گفت بفرما رفتم داخل به اونی داشت حرف میزد گفت بعدزنگ میزنم اعصبی بود بهم نگاکرد گفت کی بهت گفت بیای تو گفتم اقاخودتون گفتین گفت من غلط کردم اززبونم دررفت گفتم دیگه دیره دیدم اومد کنارم چسبوندم به دیوار گفت هی ببین درست حرف بزن فهمیدی گفتم آآآقا ببخشید گفت سرت بگیربالانگام کن