ویرگول
ورودثبت نام
باران
بارانآدما واسه من پر از لحظه ان، از هر کسی جزییاتی درونم جا مونده اونایی که هستن کسایی که رفتن. یه تیکه «نشون» به یادگار، از وجودشون همیشه تو قلبم زنده است .
باران
باران
خواندن ۱ دقیقه·۲۳ روز پیش

دست های آلوده

برای از خاک برخواستن نوری میخواستم

دستی ، راهی ، ریشه ای

اما جسد بی جانم را در آغوش گرفتم

باری

من در آواره ها زیستم

خرابه ها آرزوهایم را خوردند

و من صبورانه تماشا کردم

آخرین رد پا

آخرین امید

آخرین فردا

همه روزی باز به فرزندم تعلق می‌گیرد

همچون ققنوسی از دل آتش

همه روزی باز به فرزندم تعلق می‌گیرد

روزی که من نیستم

و ماه از من یاد میکند .

۴۰
۷
باران
باران
آدما واسه من پر از لحظه ان، از هر کسی جزییاتی درونم جا مونده اونایی که هستن کسایی که رفتن. یه تیکه «نشون» به یادگار، از وجودشون همیشه تو قلبم زنده است .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید