باران·۱۶ ساعت پیشآدم های بی مقدار...انگار وسط رمان هایی که خوندم زندگی میکنم یعنی یه نفر هست که آخر قصه به صفحه آخر برسه و کتابو ببنده و ما تا همیشه تموم بشیم ؟روز غریبی بو…
باران·۶ روز پیشستاره منقدیما عاشق هیجان بودم .سرعت بالا ،دراما های زیاد، سر صدا و مهمونی های شلوغ .دلم لک میزد با بابام بریم بیرون و تند ترین حالت ممکن رو بره یا…
باران·۷ روز پیشقاصد روزان ابریتمرکز ندارم ،ساعت ها میتونم به یه جا خیره باشم و نفهمم کی زمان میگذره .توی اوتوبوس خانومی سوار شد و خواست جا به جا بشم که بتونه بشینه اینق…
باران·۸ روز پیشدرمانگرچند روزی هست بهم ریخته تر از قبل شدم سر گیجه هام شدید تر شده .دیشب خواب دیدم سفر رفتم با یه خانواده غریبه ،غریب بودن برام ولی صمیمیتمون آشن…
باران·۹ روز پیشتاوان راهبه خواب رفتممن مترسک بودم افتاده بر زمین نای ایستاده جنگیدن نداشتم آنها مرا بلند کردند انگار یادشان رفته بود مرده همیشه مرده استچه در خاک چ…
باران·۹ روز پیشیکی مثل من...وقتی یه اتفاق جدید میوفته ،فکر میکنم همه حواسمو به من جمع شده .همه دارن منو نگاه میکنن تا یه اشتباهی بکنم .یادم میره آدما مدام به من فکر…
باران·۱۰ روز پیشفاقد معناغریبه آشنا با خودم غریبه شدم کاری رو انجام دادم که نمیدونم چرا هی میگم کاش زمان به عقب برمیگشت ولی نه نمیشه حالا که چی ؟گیریم هم که زمان ب…
باران·۱۷ روز پیشآواز آخر...هنر نمیتواند دنیا را نجات دهد هنر نمیتواند توهمات افکار ما رو تسلی دهد تنها کارش تجاوز به واقعیت است
باران·۲۲ روز پیشایرانِ جاناین روزها به صادق هدایت فکرکنمبه آن لحظه که گفت دیدار به قیامت ما رفتیم و دل شما را شکستیم ، همین . میهن را تصور میکنم آخ میهن این درد و…