
راستش من هوش کافی برای تعیین درست و غلط را ندارم اما اینقدر کتاب خواندم که فرق مضخرفات روشن فکرانه با حقیقت را بفهمم و من امروز میخوام با شما راجب حقیقت این دنیا صحبت کنم.
اینکه شما خوشبختید به معنای اینه که فرصت زندگی رو از یه آدم دیگه گرفتید اینکه شما از وسایل گرمایشی استفاده می کنید و غذا می خورید به این دلیل است که آدم های زیادی در آفریقا از گرسنگی جان می دهند پدر شما با مادر شما ازدواج کرد و آدم های دیگه ای مجرد موندن و هیچوقت صاحب خانواده نشدن واقعیت اینه که در این دنیا هیچ انصافی وجود نداره و اینکه بیایم برای کل دنیا یه داستان منسجم بسازیم فقط توجیه کردن منطقی دنیاست اون هم در صورتی که دنیا از منطق پیروی نمی کنه عوامل زیادی ان که به تصمیمات انسان ها و چرخش دنیا اثر گذارند و منطق فقط یک متغیر کوچک است.
آدم های تاثیر گذار جریان پول را دنبال می کنند و با داستان سرایی و ایجاد مفاهیم توده ها را کنترل می کنند و به زندگی معنایی می دهند تا قابل کنترلش کنند کل دنیا یک دروغ بزرگ است و تنها راه نجات شما این است که از کوچک ترین تا بزرگ ترین مفاهیم را برای خود از نو تعریف کنید با عینک خودتان به دنیا نگاه کنید و مفاهیم را به شکلی تعریف کنید که در زندگی تان اثر مثبت بگذارند دنیا را به شکلی تعریف کنید که بتوانید از آن نهایت استفاده را ببرید چون فقط خودتان هستید که اهمیت دارید در پایان روز هیچکس جز خودتان به شما اهمیت نمی دهد.
عدالتی که بی گناه را می کشد هیچ تفاوتی با بی عدالتی ندارد و نابرابری که زندگی می آفریند به مراتب بهتر از برابری ای است که باعث می شود همه ی آدم های دنیا با هم رنج بکشند و هرگز چنین مفهومی نباید مجال زندگی کردن بیابد آخرین باری که برابری فرصت پیدا کرد تا خودش را نشان دهد حکومت های کمونیستی به وجود آمدند که هنوز فجایعی که آفریدند را کسی فراموش نکرده است ایجاد برابری خودش نابرابری های غیرقابل تصوری ایجاد می کند.
صحبت کردن راجب مضخرفاتی مثل عدالت و آزادی که بیهوده است هیچ دو آدمی وجود ندارند که راجب مفهوم این کلمات توافق داشته باشند و اگر هم باشند صرفاً دروغی را باور کرده اند تا کسی کنترلشان کند.
شما مجال زندگی یافتید چون نوزاد های دیگری مرده متولد شدند حرام و حلال را به خوردمان داده اند تا خودشان شکمشان را سیر کنند حقیقت دنیا این است که برای اینکه کسانی که دوستشان دارید را خوشبخت کنید باید فرصت های دیگران و لبخندشان را از آنها بگیرید پس حرف زدن را تمام کنید و بجنگید برای اینکه زنده بمانید و شاید اگر خوش شانس باشید به رهایی برسید رهایی از مضخرفات و محدودیت هایی که برایتان ایجاد کرده اند با اینکه ما پیش از اینکه بازی کنیم بازنده بودیم و حتی اگر ببریم هم از بچه پولدارهایی که باخته اند زندگی بدتری خواهیم داشت اما این دلیلی برای تسلیم شدن ما نیست ما باید قمار کنیم تا جایی که یا از بی پولی بمیریم یا بالاخره برنده شویم شاید بازی زندگی ناعادلانه باشد اما چاره ای نیست باید در این بازی شرکت کنید و گرنه بازنده خواهید ماند و در آخر بدانید که خوشبختی شما روی بدبختی دیگران ساخته خواهد شد و حتی اگر ببازید از خیلی از آدم هایی که بدشانس تر از شما بودند زندگی بهتری خواهید داشت.
پس تا خبر بد بعدی بدرود به چرت و پرت های روشن فکرانه توجهی نکنید و فقط آن چیزی را قبول کنید که منطق شما اجازه اش را می دهد بای باییییی.