همه رفتن کافه،منو تنها گذاشتن خونه. منو باش فکر میکردم مامانم اینا دکترن،بقیه هم رفتن خرید و کلاس.
دلم میخواد قهر کنم،مثلا این آرایش قشنگی که کردم رو یجوری خراب کنم که وقتی برگشتن خونه از دیدنم بترسن برگردن همونجا که بودن. ولی حیفه ریمل و خط چشم که بخاطر اینا خراب شه.
هر ۵ دقیقه یبار یه نوتیف از تلگرام برام میاد،محتواش هم پروکسیه. ولی خب من پروکسی و vpn فعالی ندارم که برم اونا رو باز کنم.
راستش تو این چند روز دو سه بار تونستم به تلگرام وصل شم. میدونی،چون وصل شدن خیلی سخته،وقتی هنوز وصل نیستی احساس میکنی اگه وصل شی دیگه غمی نداری. با هزار بدبختی،به بدبختی به یه پروکسی چیزی وصل میشی و یهو میبینی زده connected. دست جیغ هورا ،خیلی خر ذوق میری تا پروکسیت رو واسه دوستت بفرستی،پِخی وسط راه قطع میشه.
_بابام میگه خیلی کشور خوبی داریم،اصلا اجازه نمیده حوصله مون سر بره. مثلا فلان ماشین که مامانت میگفت پوزش زشته،کُمِش زشته،دیشب یه میلیارد قیمتش رفت بالا تر.
اره واقعا حوصله مون سر نمیره،ولی از استرس چپه چپه مو میاد تو دستمون.
+چند ماهی هست،خیلی زود گریه ام میگیره. یعنی با ۵ ثانیه تمرکز اشکم میچکه.
گاهی وقتا تو یه مکالمه ممکنه سه چهار بار بغض کنم. هر چقدر مخاطبم رو بیشتر دوست داشته باشم بغضم سنگین تر میشه.
_واقعا دلم میخواد بخاطر پیچونده شدنم بشینم گریه کنم ولی واقعا حیفه ریمل،حیف خط چشم.
+راجب این بغضا به دکترم گفتم،گفت طبیعیه،بخاطر قرصایی هست که میخوری.
چرا عوارض داروها طبیعی تلقی میشه؟! چرا برای این موضوع این دانشمندا کاری نمیکنن!؟؟ متاسفم براشون.
_احساس میکنم دارم پیر میشم. مثل بقیه میشم. دارم روز به روز غمگین تر میشم.
+من راجب ترسم از اینده،گاهی وقتا با مامانم حرف میزنم. چیزی نمیگه،ولی بعد چند وقت میبینم یهو برای یه نفر تعریف میکنه و میگه آدم چطور میتونه مریض نشه یا سردرد و فشارخون نگیره(وای گریه نکنننننن ریمللللللل زدییی) وقتی بچه ات میاد میگه من فردا روز با این وضعیت چطور باید مستقل شم و زندگی کنم.
_ساعت ۹وربع شده. دیگه واقعا دوست ندارم کسیو ببینم. بی تر ادب های خائن.
هیچکدوم هم نیومد دنبالم.
+بجز اینکه این روزا خیلی گریه میکنم،خیلی هم قهر میکنم.
قهر واسه چیزایی که بقیه روحشون هم ازش خبر نداره.
مثلا الان یه لحظه یادم اومد به کسی نگفتم بیاد دنبالم،به هیچکدوم زنگ نزدم. اونا هم اتفاقی اونجا جمعن،شاید دلشون میخواست منم اونجا باشم ولی خیلی نامردن،خیلی هم حق دارم قهر باشم.
ولی میدونی،قهر بودن های من خیلی دردناکه. تنها کسی که اول و آخر ناراحت میشه خودمم بقیه هم هیچ گزندی بهشون نمیرسه:)

چپه مو میاد تو دستمون.