ویرگول
ورودثبت نام
arezo mohseni
arezo mohseniزردِ سرخِ غمگین.
arezo mohseni
arezo mohseni
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

پایان.

امروز آخرین روزه. آخرین روزی که برای اون قصه ناراحتم. من تموم نکردم. دنیا تمومش کرد. مشکلم حل شده. دیگه خوب میشم،دیگه آزاد شدم،دیگه آروم میشم،دیگه راحت میخوابم.

حالا خودمم و خودم. دوست دارم این جمله رو تکرار کنم و مدام بگم تموم شد تموم شد تموم شد. این اولین باره که احساس میکنم این درد به تهش رسیده.

پس بازم میخندم

شاید برقصم

شاید نخوام بمیرم

امم،خوابم میاد.

یه روزی از روزای خرداد ۴۰۵. نمیدونم چندمه. خیلی خسته ام. خسته ی باری ام که مدت طولانیه رو دوشم.

دیروز این موقع از استرس و حال بد بدنم میلرزید،وقتی داشتم از پله ها پایین میرفتم زانوم خالی میشد.ولی ارزششو نداشت. نیاز نبود استرس داشته باشم. باید هیدو گوش بدم.

نبخش
نبخش

_بابا بیا اون اینجاست

_نمیدونم از درد کی

_برا خودم ارزشی قائل نیستم

_ئد*ام

_دپرس

_اویزون

عجله داری بمیری

_rofagha halalam konid.

+خیلی خسته ام،خیلی.

۳۱
۲
arezo mohseni
arezo mohseni
زردِ سرخِ غمگین.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید