ویرگول
ورودثبت نام
arezo mohseni
arezo mohseniزردِ سرخِ غمگین.
arezo mohseni
arezo mohseni
خواندن ۲ دقیقه·۱۳ روز پیش

راهی بجز گریه،برای زنده ماندن

یه نفر دیدم تو روبیکا از پیج اینستاش اسکرین شات گذاشته بود،که چقد بی رونق شده. محتوای پیجش نظرمو جلب کرد. پیجش پر از عکسای خوشگل با وایب ایران قدیم و پاییز بود. گفت کم و بیش عکاسی میکنم و پست میکنم.

یکی دیگه عکسای گربه اش رو فرستاد،چقد گربه اش بامزه بود. فیلم فرستاد گربهه مثل یوزپلنگ داره خونه رو میزاره رو سرش.

یکی دیگه عکس ناخن هاشو فرستاد،ناخن های بلند داشت که فوق العاده فانتزی و باحال روش کار شده بود.

یکی دیگه ساز میزد، میخوند.

میدونی،یهویی حس کردم شاید منم دوست دارم تو خیابونای شیراز بچرخم و از چیزای قشنگ عکس بگیرم،قهوه بخورم و برگشتم خونه با گربه ام بازی کنم.

یهو دلم خواست یه سری دلخوشی هایی ایجاد کنم که اون حفره های تو خالی قلبمو پر کنه. حفره هایی که حتی هر روز بزرگ ترم میشن. نیاز دارم خودم و زندگیم رو کمی جدی تر بگیرم.چون انگار بجز گریه راه های بهتری هم برای تسکین درد هست.

یه سری هدف ها دارم. برنامه ها دارم. بخاطرشون مجبورم یجایی مثل شیراز باشم. ولی اهدافم اونقد خیالی بنظر میرسد که حتی به زبون نمیارمشون.

مدت زیادیه اینجام. نه چون میخوام. بابام گیر داده هر روز یه جای خونه رو درست میکنه و یجای دیگه رو خراب میکنه. کارش گیر کرده،امکانات نیست که کار سرعت بگیره. اینجا نمیتونم تمرکز کنم رو یه کاری. نمیتونم هر روز دیدن این همه ادمو تحمل کنم. از این که حریم شخصیم رو از دست دادم ناراحتم. نمیتونم برنامه ریزی کنم. چون هیچیز قابل پیش بینی نیست. همچین جایی ادما رو تنبل میکنه،برا همینه مردم اینجا اکثرا حتی حاضر نیستن تو باغچه شون سبزی هم بکارن. تنها کاری که دوست دارند انجام بدن چایی خوردن و غیبت کردنه. من همیشه میدونستم از جنس این مردم نیستم اما،بازم سوار کشتیشون شدم.

یه نصیحتی بکنم.هیچ وقت به دردی که ازش می‌ترسید و نمیتونید حلش کنید اعتراف نکنید. اون فقط منتظره کمی بهش توجه کنی تا خون ریزی کنه.

م

اسکرین شات
۵۵
۳۶
arezo mohseni
arezo mohseni
زردِ سرخِ غمگین.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید