ویرگول
ورودثبت نام
arezo mohseni
arezo mohseniزردِ سرخِ غمگین.
arezo mohseni
arezo mohseni
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

کاش دفعه بعد تو خونه بیدار شم.

مامان بابام دیشب برگشتن. به خواهرم میگم این هفته منو ندیدی دلت برام تنگ نشد؟ گفت چرا،خیلیدلم تنگ شده بود. یکم احساساتی شدم. بوسش کردم. قبل اومدن رفته بودن به یه جشن عقد و کلی داستان برای گفتن داشتن.به حرف هاشون گوش کردم،پذیرایی کردم ولی آخر برگشتم تو اتاقم.

صبح ناخواسته توسط خواهرم بیدار شدم و اعصابم خورد شد. یه لحظه قیافه خودمو وقتی داشتم اونجوری اخم و تَخم میکردم رو تصور کردم و حالم بهم خورد،دختره بی اخلاق.

یک ساعت بعد بیدار شدنم،بالاخره وقتی مطمعن شدم مهمونا واقعا رفتن،از اتاق رفتم بیرون. تو راهرو یه لحظه جلو آینه میخکوب شدم. وای،چه دختری،چه دلبری،چه تیپی،چه هیکلی،کی بودم من،چی بودم من. ۱۰ دقیقه وسط خونه با آهنگ های کودکانه شبکه پویا رقصیدم. فکر می‌کنم اگه از خودم فیلم میگرفتم یه شاهکار نایابی ثبت میشد.

خواستم برم در یخچالو باز کنم یچیزی پیدا کنم بخورم،پشیمون شدم. برگشتم جلو آینه،احساس میکردم لاغر تر شدم. با خودم گفتم حتما بخاطره اینه که یه هفته ست که مامان نبود بهمون غذای خوشمزه بده .ولی میدونم دلیلش این نیست. اینکه احساس میکنم پوستم شفاف تر شده و حالم خوبه و هیکلم رو فرمه،بخاطر هورمونامه،هورمونای خر. برگشتم تو اتاق، باز گوشیم رو دست گرفتم که یهو دیدم دارم گریه میکنم.

میترسیدم به پوچی بخورم،به افسردگی،بی انگیزگی،اما بد نیستم.

ذهنم درگیر هیچی نیست. تنها چیزی که با بستن چشمام میبینم یه صفحه ی سفیده. یه روز صبح پاشدم دیدم رو یه تخته چوبی،تک و تنها،وسط یه اقیانوس طوفانی گیر کردم.

هیچ تلاشی برای نجات نکردم،فقط بازم خوابیدم. حالا به فردای اون صبح رسیدم. امروز تو یه بیابون بی آب و علف تنهام.

نمیدونم دفعه بعد کی و کجا بیدار میشم. کاش دفعه بعد تنها نباشم.

غذای خوشمزه
۱
۰
arezo mohseni
arezo mohseni
زردِ سرخِ غمگین.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید