همان طور که میدانید به طور کلی اقتصاد در هر حوزه ای به دو بخش دولتی و خصوصی تقسیم میشود. حوزه سلامت نیز از این قاعده مثتسنی نیست و بر اساس این تقسیم بندی شامل مراکز دولتی و خصوصی می باشد. در این نوشتار به ارائه چالش های مهم پذیرش و درمان بیماران میپردازیم و به اختصار راهکار هایی نیز در این زمینه ارائه خواهیم داد
مراکز دولتی عمدتا محل رجوع بیمارانی هستند که از نظر اقتصادی در دهک های پایین تر اقتصادی قرار گرفته و پرسنل آن نیز علاوه بر متخصصین و افراد مجرب شامل کارورزان و کارآموزان رشته های مختلف حوزه سلامت میباشد. هرچند برخی از مراکز خصوصی یا نیمه خصوصی نیز میتوانند پذیرای دانشجویان باشند اما عمده فعالیت آموزشی پزشکی در چنین مراکزی اتفاق می افتد. بیمارستان های خصوصی اما در نقطه مقابل با چالش های کمتری از نظر پذیرش و روند تشخیص و درمان بیماری ها رو به رو میباشد. حال چه باید کرد؟ آیا باید پذیرفت که بیماران با وضعیت اقتصادی ضعیف تر به دلیل پرداخت هزینه های پایین تر باید مشکلات مراکز دولتی و چالش مواجه با دانشجویان را بپذیرند یا میتوان با ارائه راهکار هایی این شرایط را مدیریت کرد؟
در خصوص پذیرش بیماران نخستین مساله مدیریت و تقسیم درست بیماران بر اساس شرایط بالینی آنهاست. باتوجه به روند رو به افزایش مراجعه بیماران به مراکز دولتی با توجه به بحران های اقتصادی چنانچه پذیرش بیماران و تقسیم بندی آنها به درستی صورت نگیرد مدیریت اورژانس و بخش های بیمارستان بسیار مشکل شده و امکان مدیریت بیماران به کلی از دست خواهد رفت. حضور دانشجویان در این محیط چنانچه همراه با آموزش های قبلی بوده و نقش آنها با توجه به نیاز سیستم به درستی مشخص شود میتواند یک فرصت و در غیر این صورت عامل تشدید مشکلات خواهد بود
نکته بعدی در خصوص تقسیم بهینه امکانات بین تخت ها و بیماران است. مکررا شاهد این هستیم که به دلیل عدم تطابق تخصیص امکانات با شرایط جدید در طی زمان بسیاری از وسائل مهم مورد نیاز کارورزان و دستیاران در اورژانس موجود نمیباشد اما امکانات دیگری در محیط اورژانس بدون توجه به نیاز بیماران به تخت ها اختصاص داده شده یا در محیط آن بلا استفاده قرار گرفته است
مورد سوم در مورد تطبیق نیاز های درمانی با پذیرش رشته های تخصصی پزشکی می باشد. در سال های اخیر شاهد آن بودیم که صندلی پذیرش بسیاری از رشته های مادر خالی میمانند و در نقطه مقابل دانشجویان تمایل دارند در رشته های پولساز تری تحصیل کنند که نیاز بیماران مخصوصا در مراکز مهم و مرجع دولتی به آنها بسیار کم تر از رشته هایی مانند داخلی ، اطفال و بیماری های عفونی می باشد. این مشکل عمدتا به عدم تناسب دستمزد ها و سختی کار بر میگردد حال آن که با مدیریت درست منابع میتوان تعداد کافی پرسنل مورد نیاز برای مدیریت عمده مراجعه کنندگان را تامین و پذیرش دستیاران در رشته های دیگر و نیز تعداد نیرو هایی که نقش های نامرتبط تری با امور درمان دارند را تعدیل نمود. بدینوسیله سهم دستیاران رشته هایی با شرایط سخت تر از منابع مالی افزایش خواهد یافت و به دلیل افزایش تقاضا تامین نیرو انسانی با مشکل جدی مواجه نخواهد شد
در نهایت چالش دیگر در مراکز دولتی پذیرش بیمارانی است که به اصلاح end stage نامیده میشوند و به دلیل مواجه نادرست با آنها در مراکزی که خدمات در آنها به صورت سرپایی ارائه میشود شرایط بیماران بسیار وخیم شده و باتوجه به نیاز های خاص مراقبت از چنین بیمارانی در مراکز دولتی و روند رو به افزایش آنها مراکز دولتی نه از نظر منابع مالی و از نظر نیروی انسانی جوابگوی چنین بیمارانی نیستند. مثال بارز در این بیماران مبتلایان به سرطان های گوارشی است. علاوه بر بهبود و اصلاح سیستم ارجاع به متخصصین، دستیاران و کارآموزان رشته پزشکی نیز میتوانند بخشی از تعهدات حرفه ای خود را صرف آموزش مردم عادی کرده و با افزایش میزان آگاهی عمومی آنها را به سمت غربالگری هدفمند و مراجعه درمانی متناسب با نیاز افراد سوق داده و تعداد بیماران با چنین شرایطی را به شدت کاهش داد. طبیعی است کاهش میزان بیماران end stage فضای درمانی را برای ارائه خدمات بهتر به سایر بیماران فراهم میسازد و ظرفیت درمانی بیمارستان های آموزشی را مشغول نخواهد کرد