مری·۶ روز پیششب های بعد از تاریکیجدا شدی از من چی شد که از دستم رفتی، دلخوشی منسوختم نمونده جان به پیکرم ،خونه ی منگل ها شکفته شدن ،باز جدا هستم از وجودت ،آزادی منوجودم باو…
مری·۸ روز پیشدو شب تاریکاول و آخر هر فکر چیه بنظرت !چه و چیزی از اون لحظه بخاطر میمونه.یادگاری، عشق،تعهد یا وفاداریخونه ذهن، خونه افکار، بهونس یا جهنمحرف ها بهانه…
مری·۱ ماه پیشهرشب مثل امشبگفتی برگرد. به احترامت، به حرمتِ همان پیوندی که بینمان بود، برگشتم. اما وقتی برگشتم، چرا دوباره همان زخمزبانها؟مگر میشود کسی به جگرگوشه…