ویرگول
ورودثبت نام
سمیرا . ی
سمیرا . ی«در نبرد با اشیاء، برای رسیدن به صلح. مستندنگاریِ زنی در آستانه پنجاه‌سالگی که تصمیم گرفته به جایِ ساختن با «ناگزیرها»، صندلیِ خودش را طراحی کند. اینجا روایتِ خروج از تعلیق است.»
سمیرا . ی
سمیرا . ی
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

جنگ رمضان(آغازین روزها)

این روزها طراحی نمیکنم، این روزها ضربان قلبم انقدر بالاست که لرزش خط هایم جان بیشتری گرفته اند و قطور تر شده اند، اینروزها چشم هایم جستجوگر نیستند ، این روزها گوشهایم جستجوگرند ، جستجو گر میان صدای موتور سیکلت پیک یاپهباد ، موشک دشمن یا موتور ماشین همسایه ، انفجار یا صدای بستن درخانه همسایه، شاید صدای دستگاه تهویه همسایه همان پدافند هواییست ؟

این روزها چالش های طراحی من نه به احساسگرایی کار دارد ، نه به آنتروپی، چالش هایم از جنس بقا شده اند ،بقایی که نه برای استقلال بلکه برای نگهداشتن است، هر روز چک میکنم، تعداد نانهای باقی مانده در ظرف نان یخچال ، شارژ بودن تلفن ، پر بودن منیع آب ،داروها. دخترم اینجاست ؟ همسرم کنارم هست؟ مبادا مجبور به خروج از خانه شویم؟ خانه ای که احاطه شده با خطر ، هر سو شیشه پنجره ای هر دیواری که میدانی چقدر سست بنا شده، خانه من امن است، آیا خانه همسایه هم امن است؟

روزهای جنگ میگذرد ، دوستی از راه دور پیام میدهد، حالت خوب است ؟ بله بله خوبم و در دل میگویم اماتو باور نکن.

خون های که ریخته میشود ، خانه های که خراب میشوند، موشک های که هزینه ساختشان از دهان من و هموطنانم گرفته شده به اهدافشان میرسند ، میکشند و آوار میکنند و هنوز روزها کش می آیند .

اینروزها نبردم با سرنوشت جور دیگریست ، نمیشناسمش ، در کدام موفق ترم؟ بقا یا استقلال؟ اینبار هم قرار است به این نتیجه برسم که استقلالم دربقاست؟ تکلیفم با آن زن سلیطه درونم که تازه پیدایش کرده بودم چیست؟ او کجاست؟ نیامده رفت ؟ جامعه کوتاه مدت کاتوزیان که دارد نفس های آخرش را میکشد. آفردنس و نمایه های نورمن چه میگوند؟ حس آمیخته در خلق میهای چه بود؟

نمیدانم اینبار کدام را به چالش بکشم؟

طراحیطراحی صنعتینبرد من
۴
۰
سمیرا . ی
سمیرا . ی
«در نبرد با اشیاء، برای رسیدن به صلح. مستندنگاریِ زنی در آستانه پنجاه‌سالگی که تصمیم گرفته به جایِ ساختن با «ناگزیرها»، صندلیِ خودش را طراحی کند. اینجا روایتِ خروج از تعلیق است.»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید