سمیرا . ی·۳ روز پیشجنگ رمضان(آغازین روزها)این روزها طراحی نمیکنم، این روزها ضربان قلبم انقدر بالاست که لرزش خط هایم جان بیشتری گرفته اند و قطور تر شده اند، اینروزها چشم هایم جستجوگر…
سمیرا . ی·۲ ماه پیشآنتروپی روانی و تبدیل آن به نظم ، چالش امروزمیهای چکسنتمیهای در کتاب «غرقگی» جملهای دارد که این روزها مدام در سرم زنگ میزند:«افرادی که یاد میگیرند از چالشهای دشوار لذت ببرند، کس…
سمیرا . ی·۲ ماه پیشروایت اشیا در خانهارکیده های سر راهیبعد از یک روز دوری از خانه، به محض باز شدن در، غرق در هیاهوی ساکت خانه میشوم. تکتک اجزای خانه به انتظارم هستند. هر قدم،…
سمیرا . ی·۲ ماه پیشارگونومی فراموششده؛ چرا روغن بدن «فیروز» از دستمان سُر میخورد؟«دیروز از سردیِ آن کابینتها گفتم، اما حقیت این است بدن من نیاز به مراقبت بعد از یک روز سخت دارد. فیروز برای من فقط یک برند نیست، یک شاهد ا…
سمیرا . ی·۲ ماه پیشفاجعهی زیر سینک، وقتی اشیا علیه ما کودتا میکنندامروز نبرد من به تاریکترین نقطه آشپزخانه رسید: کابینت زیر سینک و آن کشوهای لجباز. جایی که طراحانِ کابینت احتمالاً با خودشان فکر کردهاند:…
سمیرا . ی·۲ ماه پیشنبرد نا برابر من و لکه های پشت شبشهروزها، ماهها و سالها میگذرند. طبیعت هر روز تابلویی باشکوه برای دلبری خلق میکند، اما من تمامِ این مدت نگرانِ لکهی مانده بر شیشه بودهام…