ساعت چهار صبح از کابوسی که دیدم از خواب می پرم. کابوس دیدم یه جا زندگی می کردم تحت یه سیستمی که کار مسئولین تحقیر و تحمیق و زجر مردم بود. به هر روشی به هر بهانه ای. یه جور کریه تو رسانه ها می خندیدن و کارشون رو توضیح میدادن. تازه می گفتن به خاطر مردم بوده، درخواست مردمی بوده، مطالبه از ما داشتن و ...
ولی این مردمی که می گفتن رو ما هیچ وقت نه دیدیم نه پیداشون کردیم نه فهمیدیم کی بودن اصلا.
بعد خود این مسئولین غرق چرب و شیرین دنیا بودن. همونایی که از ما دریغ کرده بودن.
خلاصه خیلی کابوس بدی بود. از خواب که پریدم عرق کرده بودم.
چک کردم دیدم هنوز اینترنت قطع هستش. بازم یه خبر دیگه بود که ممکنه هفته دیگه وصل بشه.
خوب شد از خواب پریدم ها