
از لحظهای که ChatGPT در نوامبر ۲۰۲۲ معرفی شد، عقربههای ساعت اقتصاد جهان تغییر کرد. ما دیگر در دنیای «نفت و پتروشیمی» زندگی نمیکنیم؛ ما رسماً وارد عصر «داده و پردازش» شدهایم.
تحلیل اخیر من از دادههای منتشر شده توسط Visual Capitalist و Voronoi، حقایقی را آشکار میکند که برای هر استراتژیست و مدیر کسبوکاری تکاندهنده است. این آمارها فقط چند عدد نیستند؛ آنها نقشهی ژئوپلیتیکِ اقتصادیِ آینده جهان را ترسیم میکنند.
در ادامه، ۳ بینش استراتژیک از این دادهها را بررسی میکنم:
نگاهی به لیست ۱۰ شرکت ارزشمند جهان بیندازید. چه میبینید؟ این یک لیست بینالمللی نیست؛ این لیست «ایالات متحده و دیگران» است. از ۱۰ شرکت برتر، ۹ شرکت آمریکایی هستند. این یعنی تمرکز ثروت، تکنولوژی و قدرت تصمیمگیری جهان در سیلیکونولی و نیویورک. شرکتهایی مثل مایکروسافت، اپل و انویدیا (Nvidia) حالا نه فقط یک بنگاه اقتصادی، بلکه قدرتهایی فراتر از دولت-ملتها هستند. اقتصاد آمریکا با تکیه بر موج هوش مصنوعی (AI)، فاصلهی خود را با اروپا و چین به طرز وحشتناکی زیاد کرده است.
در میان این غولهای تکنولوژی آمریکایی، تنها یک نماینده از آسیا و خاورمیانه به چشم میخورد: «آرامکو عربستان» (Saudi Aramco). حضور آرامکو نمادین است. این شرکت نمایندهی «اقتصاد منبعمحور» (نفت) در برابر «اقتصاد دانشمحور» (AI) است. اینکه از تمام قاره پهناور آسیا و منطقه ثروتمند خاورمیانه، فقط یک شرکت توانسته در این باشگاه تریلیون دلاریها باقی بماند، یک زنگ خطر است. این نشان میدهد که اکوسیستم نوآوری در شرق، هنوز نتوانسته همپای غرب، غولهای تکنولوژی پایدار خلق کند. ما مصرفکننده تکنولوژی آمریکا هستیم، نه تولیدکننده آن.
اما نکتهای که در تحلیل این نمودارها نمیتوان نادیده گرفت، وضعیت عجیب آمازون است. در حالی که انویدیا (با تراشههای AI) و مایکروسافت (با سرمایهگذاری روی OpenAI) رکوردهای رشد را شکستهاند، جای خالی آمازون در صدر لیستهای «رشد انفجاری» یا «رهبری مطلق» به شدت احساس میشود. آمازون که روزی نماد بیرقیب تجارت الکترونیک و کلاد (AWS) بود، حالا در سایهی سنگین رقابت هوش مصنوعی قرار گرفته است. آیا جف بزوس و تیمش از قطار سریعالسیر AI جا ماندهاند؟ یا در حال تدارک یک بازگشت استراتژیک هستند؟ عدم حضور پررنگ آنها در جمع ۳ شرکت برترِ جریانسازِ اخیر، سوالات زیادی را برای تحلیلگران ایجاد کرده است.

جهان به سرعت در حال دوقطبی شدن است: کسانی که داده دارند و کسانی که ندارند. سلطهی ۹۰ درصدی شرکتهای آمریکایی نشان میدهد که در دهه آینده، استانداردها، قوانین و حتی فرهنگ سازمانی جهان توسط این شرکتها دیکته خواهد شد. ما در ایران باید بدانیم که رقابت دیگر محلی نیست. اگر استراتژی ما بر مبنای «داده» و «هوش مصنوعی» نباشد، حتی اگر به بزرگی آرامکو هم باشیم، تنها یک بازیگر سنتی در دنیایی مدرن خواهیم بود.