
اخیراً وبسایت معتبر Visual Capitalist با استناد به دادههای کوپایلت (Copilot) شرکت مایکروسافت، نموداری تکاندهنده از مشاغلی که بیشترین میزان تأثیرپذیری از هوش مصنوعی (AI) را دارند، منتشر کرده است.
به عنوان کسی که در حوزه مدیریت و دیجیتال مارکتینگ فعالیت میکنم، وقتی به این دادهها نگاه میکنم، الگوهای معناداری را میبینم که فراتر از اعداد و ارقام هستند. در این یادداشت، به تحلیل استراتژیک این لیست و تأثیر آن بر اکوسیستم کسبوکار (بهویژه در ایران) میپردازم.
طبق عکس (که بالاترین امتیاز ریسک را به مترجمان داده است)، ما در آستانه یک تحول بزرگ ارتباطی هستیم. محدودیتهای زبانی در حال کمرنگ شدن هستند. برای مترجمان، این یک هشدار جدی برای پذیرش تکنولوژی و تغییر مدل کسبوکارشان است.
حضور «مهمانداران» (Passenger Attendants) در بالای این لیست جای تأمل بسیار دارد. ما میدانیم که مهمانداری صرفاً جابجا کردن غذا یا چک کردن بلیط نیست؛ بلکه نیازمند سطحی از «همدلی»، صبر و مدیریت بحران انسانی است. آیا AI توانایی برقراری این ارتباط عاطفی را خواهد داشت؟ تخمین ما این است که هوش مصنوعی احتمالاً وظایف روتین (آموزشهای ایمنی، چکاین، پاسخ به سوالات متداول) را بر عهده میگیرد، اما در بخشهای نیازمند به لمس انسانی، همچنان چالش خواهد داشت.
مورد دیگر، نویسندگان هستند. سوال اصلی اینجاست: آیا AI میتواند مانند یک «متخصص» صاحبنظر بنویسد؟ یا صرفاً کلمات را کنار هم میچیند؟ به نظر میرسد محتوای عمومی و زرد به سرعت توسط AI تسخیر میشود، اما محتوای مبتنی بر بینش (Insight) همچنان در انحصار انسان باقی میماند.
بزرگترین دایره در نمودار مربوط به «خدمات مشتریان» و «بازاریابی تلفنی» است. همانطور که قبلاً در تحلیلهایم اشاره کرده بودم، حضور AI در این بخش قطعی است. این موضوع در ایران که بخش بزرگی از اشتغال روی دوش اپراتورهای تلفنی و مراکز تماس است، نمود قابل توجهی خواهد داشت. این تغییر پارادایم میتواند اثرات اقتصادی جدی داشته باشد و نیاز به بازنگری در مهارتهای نیروی کار دارد.
یک جمعبندی نهایی از نمودار نشان میدهد که AI در حال بلعیدن صنایعی است که در آنها «صدا» حاکم است و نیاز به «حضور فیزیکی» نیست. اپراتورها، منشیهای مجازی، گویندگان، دوبلورها و حتی دیجیها در صف اول این تغییر هستند.
نکته حائز اهمیت و قابل اتکا در تمام این تحلیلها این است که اشارهای به جایگزینی «افراد متخصص» نشده است. کسانی که دارای تفکر انتقادی (Critical Thinking) هستند و نسبت به مسائل بینش عمیق دارند، کمتر تحت تأثیر این موج قرار خواهند گرفت. برای این افراد، AI نه یک رقیب، بلکه یک ابزار قدرتمند برای توانمندسازی و ارتقای فعالیتهایشان خواهد بود.
آینده متعلق به کسانی است که سوالات درست میپرسند، نه کسانی که صرفاً پاسخهای روتین میدهند.