ویرگول
ورودثبت نام
مهیار حیدری
مهیار حیدریمی‌نویسم تا روشن شود.
مهیار حیدری
مهیار حیدری
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

بی‌رحم‌ترین معمارِ هستی

انسان، پیش از آن‌که موجودی اندیشنده باشد، موجودی زمان‌مند است؛ یعنی پیش از آن‌که جهان را بفهمد، در جریانِ بی‌وقفهٔ چیزی افکنده شده که او را می‌سازد، فرسوده می‌کند، می‌بلعد و در نهایت، از او چیزی جز ردّی محو بر دیوارهٔ خاطره باقی نمی‌گذارد.

زمان

زمان، صرفاً بستری برای وقوعِ حوادث نیست، بلکه خود، بنیادی‌ترین حادثهٔ هستی است؛ آن نیرویِ خاموش و نامرئی که همه‌چیز را از درون می‌تراشد و هر آنچه را که «هست» به سویِ «نبودن» هدایت می‌کند.

ما غالباً زمان را با ساعت و تقویم می‌سنجیم، حال آن‌که این‌ها تنها ابزارهایِ اندازه‌گیریِ سایهٔ آن‌اند، نه حقیقتِ خودِ آن. حقیقتِ زمان را نه در عقربه‌ها، که باید در چروکِ چهره‌ها، در سرد شدنِ اشتیاق‌ها، در فاصله گرفتنِ آدم‌ها، و در دگردیسیِ آرامِ آرزوها جست‌وجو کرد. زمان، آن حقیقتِ بی‌صدایی است که در همه‌چیز کار می‌کند، بی‌آنکه دیده شود؛ مانندِ موریانه‌ای متافیزیکی که ستون‌هایِ یقین، جوانی، دلبستگی و حتی معنا را آهسته‌آهسته می‌جود.

تراژدیِ انسان در این نیست که می‌میرد، بلکه در این است که مرگ را به‌تدریج و در اقساطِ نامحسوسِ زمان زندگی می‌کند. هر روز، چیزی از او کم می‌شود: نه فقط از عمرش، بلکه از امکان‌هایش، از «می‌توانست بودن»هایش، از نسخه‌هایِ نازیسته‌ای که هرگز مجالِ تحقق پیدا نمی‌کنند. زمان، فقط آنچه را که داریم از ما نمی‌گیرد؛ آنچه را که می‌توانستیم باشیم نیز، بی‌رحمانه دفن می کند.

حقیقتانسان
۰
۰
مهیار حیدری
مهیار حیدری
می‌نویسم تا روشن شود.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید