مهیار حیدری·۱ روز پیشخنده، گریه و سکوت؛ همنشینانِ منگاهی انسان نه یک فرد، که مجمعی از صداهای متناقض است؛ گویی در تالارِ آینهٔ درون، چندین خویشتنِ مستقل با هم همزیستی میکنند، بیآنکه زبانِ ی…
مهیار حیدری·۵ روز پیشتوهمِ مالکیتدر ژرفترین لایهٔ اندیشه، مفهومِ مالکیت خود نوعی توهمِ هستیشناختی است پندارِ دیرپایی که انسان به مددِ آن میکوشد بر سیلانِ بیامانِ وجود چ…
مهیار حیدری·۸ روز پیشچند دقیقه در گیسوان توگاهی آنقدر دلتنگت میشوم که تمامِ فلسفههای جهان از یادم میرود و فقط یک کودکِ لجباز در من باقی میماند؛ کودکی که درمانِ همهٔ گریههایش، چ…
مهیار حیدری·۹ روز پیشجنگ صلح استدر نگاهِ نخست، جملهٔ «جنگ صلح است» نوعی تناقضِ آشکار به نظر میرسد؛ گویی دو واژهٔ کاملاً متضاد به اجبار در کنار هم قرار گرفتهاند. اما تاری…
مهیار حیدری·۱۰ روز پیشانسان در جهانِ در حالِ بازنویسیجهانِ آینده، بیش از آنکه بر مرزهای جغرافیایی یا میراثهای کهن استوار باشد، بر نوعی تمایز تازه میان انسانها بنا خواهد شد؛ تمایزی که نه از خ…
مهیار حیدری·۱۱ روز پیششجاعتِ خلقِ خویشتناصالت، آنگونه که بسیاری میپندارند، صرفاً «خودِ واقعی بودن» نیست؛ زیرا انسان هرگز به هویتی یکپارچه و خالص دسترسی ندارد. درونِ هر فرد، مجمو…
مهیار حیدری·۱۳ روز پیشزبان؛ زندانِ ناتمامِ معنازبان، باشکوهترین ابزارِ آگاهیِ انسانیست و درعینحال، یکی از تراژیکترین محدودیتهای آن. انسان با زبان تمدن ساخت، عشق را نامگذاری کرد، رن…
مهیار حیدری·۱۴ روز پیشبهشت یا جهنمشاید بهشت و جهنم پیش از آنکه سرزمینهایی دور در افقهای نامرئی باشند، در ژرفای تاریک و خاموشِ ناخودآگاهِ آدمی شکل میگیرند؛ همانجا که انس…
مهیار حیدری·۱۶ روز پیشزخمی که نام تو را داردبعضی آدمها نه فقط وارد زندگی میشوند، بلکه در ژرفترین لایههای روح جا میگیرند؛ آنچنان که رفتنشان شبیه از دست دادنِ بخشی از خویشتن است.…
مهیار حیدری·۱۷ روز پیشهنرِ فریب در لباسِ استدلالمغالطهها، آن لغزشهای پنهانِ اندیشهاند که نه از کمبودِ هوش برمیخیزند و نه از غفلتِ محض، بلکه از تمایلِ انسان به سادهسازیِ جهان، به گریز…