ویرگول
ورودثبت نام
مهیار حیدری
مهیار حیدریسایه‌ای که می‌نویسد تا روشن شود.
مهیار حیدری
مهیار حیدری
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

جنگ صلح است

در نگاهِ نخست، جملهٔ «جنگ صلح است» نوعی تناقضِ آشکار به نظر می‌رسد؛ گویی دو واژهٔ کاملاً متضاد به اجبار در کنار هم قرار گرفته‌اند. اما تاریخ بارها نشان داده است که قدرت‌ها چگونه می‌توانند معنای واژه‌ها را دگرگون کنند و از دلِ همین تناقض‌ها، نظمی تازه بسازند. در چنین نظمی، جنگ دیگر صرفاً میدانِ نبرد نیست؛ بلکه ابزاری برای حفظِ نوعی تعادلِ شکننده در ساختارِ قدرت می‌شود.

گاهی حکومت‌ها و نظام‌ها، برای حفظِ انسجامِ درونیِ جامعه، به وجودِ دشمنی بیرونی نیاز دارند. جنگ—یا حتی سایهٔ دائمیِ آن—می‌تواند ترس، اطاعت و همبستگی را در میان مردم تقویت کند. در چنین شرایطی، نزاعِ مداوم نه برای پیروزیِ نهایی، بلکه برای تداومِ یک وضعیت به کار گرفته می‌شود. جنگ ادامه می‌یابد تا جامعه در حالتِ بسیجِ دائمی باقی بماند؛ و همین وضعیت، به شکلی paradoxical، نوعی «ثبات» ایجاد می‌کند.

از این منظر، «جنگ صلح است» نه توصیفِ حقیقتِ جهان، بلکه نشان‌دهندهٔ شیوه‌ای است که قدرت می‌تواند واقعیت را بازتعریف کند. وقتی زبان دگرگون می‌شود، ذهن نیز آرام‌آرام با این دگرگونی سازگار می‌شود. در چنین فضایی، مرز میان مفاهیمِ متضاد کم‌رنگ می‌شود و آنچه روزگاری غیرقابل تصور بود، به امری عادی بدل می‌گردد.

شاید خطرناک‌ترین وجهِ این جمله همین باشد: اینکه انسان‌ها کم‌کم بیاموزند تضادها را بدونِ پرسش بپذیرند. وقتی جنگ بتواند نامِ صلح را بر خود بگذارد، دیگر هیچ تضمینی وجود ندارد که واژه‌ها همچنان حاملِ معنای اولیهٔ خود باقی بمانند. و در جهانی که معناها وارونه می‌شوند، نخستین چیزی که آرام‌آرام فرسوده می‌شود، تواناییِ انسان برای تشخیصِ حقیقت است.

برداشت شخصی از کتاب "۱۹۸۴ جورج اورول"

جنگصلح
۱۶
۲
مهیار حیدری
مهیار حیدری
سایه‌ای که می‌نویسد تا روشن شود.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید