ویرگول
ورودثبت نام
مهیار حیدری
مهیار حیدریمی‌نویسم تا روشن شود.
مهیار حیدری
مهیار حیدری
خواندن ۲ دقیقه·۱۴ روز پیش

میانِ اسکرول و مسئولیت

در روزگاری که اندیشه‌ها به اندازهٔ یک اسکرول کوتاه شده‌اند، بسیاری گمان می‌کنند اصیل زیستن نیز چیزی شبیه یک جملهٔ درخشان است؛ عبارتی کوتاه که زیر عکسی غروب‌گونه نوشته می‌شود و برای لحظه‌ای احساسِ عمق می‌آفریند. اما اصالت، هرگز در قالبِ جمله‌های براق و آماده زندگی نمی‌کند. اصیل بودن نه یک شعار است، نه نسخه‌ای یک‌خطی که بتوان آن را مثل توصیه‌ای عمومی به همه تعمیم داد.

اصالت بیشتر شبیه زیستن در یک پرسش است تا رسیدن به یک پاسخ. کسی که می‌کوشد زندگی را به‌راستی از آنِ خود کند، ناگزیر باید از میانِ تردیدها عبور کند، با اضطرابِ انتخاب‌ها روبه‌رو شود و مسئولیتِ معنا دادن به زندگی‌اش را بی‌واسطه بر دوش بگیرد. چنین مسیری معمولاً نه ساده است و نه زیبا؛ بلکه اغلب پر از سکوت، تزلزل، بازاندیشی و حتی شکست است. در این راه، انسان بارها درمی‌یابد که هیچ جملهٔ آماده‌ای وجود ندارد که بتواند بارِ بودن را از دوش او بردارد.

اما جهانِ امروز، که شیفتهٔ سرعت و سادگی است، ترجیح می‌دهد اصالت را به چند عبارت الهام‌بخش تقلیل دهد؛ عباراتی که بیشتر از آنکه ما را با پیچیدگیِ زیستن روبه‌رو کنند، برای لحظه‌ای احساسِ فهمیدن به ما می‌دهند. این جملات شاید دلنشین باشند، اما اغلب تنها سایه‌ای از اندیشه‌اند، نه خودِ آن. اندیشهٔ اصیل، بر خلافِ این نسخه‌های فوری، آهسته شکل می‌گیرد؛ در کشاکشِ تجربه، در مواجهه با شکست‌ها، و در جرئتِ ایستادن در برابرِ پرسش‌هایی که پاسخِ آسان ندارند.

اصیل ماندن یعنی تن ندادن به این وسوسهٔ ساده‌سازی. یعنی پذیرفتن اینکه زندگی نه مجموعه‌ای از جملات زیبا، بلکه میدانِ دشواری از انتخاب‌هاست. در چنین میدانی، انسان نمی‌تواند پشتِ کلمات پنهان شود؛ باید خود، با تمامِ اضطراب و آزادی‌اش، به صحنه بیاید و معنای بودنش را بسازد.

و شاید درست همین‌جاست که فاصلهٔ واقعی آشکار می‌شود: فاصلهٔ میانِ کسی که فقط جمله‌ای دربارهٔ زندگی می‌نویسد، و کسی که ناچار است زندگی را بی‌هیچ نسخهٔ آماده‌ای ـ واقعاً زندگی کند.

زندگیاصالتزندگی اصیل
۰
۰
مهیار حیدری
مهیار حیدری
می‌نویسم تا روشن شود.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید