ویرگول
ورودثبت نام
حسن فیض مختاری
حسن فیض مختاریمهندسی خوانده، علاقه مند به اقتصاد، یکم اهل شعر، دچار مرض مرگبار «تولیدکننده صنعتی»
حسن فیض مختاری
حسن فیض مختاری
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

فاتح قله‌های رنج

مشتی ۳۷ سال قبل از مادرش رفت اما یادگاری سنگ قبر مادرش رو آماده کرده بود
مشتی ۳۷ سال قبل از مادرش رفت اما یادگاری سنگ قبر مادرش رو آماده کرده بود

هزار سهرهٔ مغموم

از گذرگاه گلوی تو می‌گذرند

و هزار پیامبر یأس و آرزو

در قاب یادبودها و امیدت،

بیمار گشته‌اند.

ای فاتح قله‌های رنج!

در سرگردانی ایل،

بر قدم‌های خسته‌ات

فخر بهاران

سر می‌سایند

و دستان سوخته‌ات

در حجره زمستانها

نشسته‌اند.

ای انتظار باران

در خواب‌های کویر!

هزار کبوتر خونین،

در چاه‌های نگاهت

لانه کرده‌اند.

و هزار نفرین دل‌شکاف،

در غرفه‌های نمازت

فریاد می‌کشند.

ای بستر فرتوت عقده‌ها و عقیده‌ها!

در سکوت لبانت،

خدا و معجزه‌ها

خاموش مانده‌اند.

و بر نهر گیسوانت

صبر پیر می‌شود.

در انتظار کدام معجزه،

این استغاثه بی‌تاب

سرد می‌شود؟

در انتظار کدام رسالت بی‌تدبیر…؟

،،،محمدعلی مشهدی‌رضا، مشتی،،،

شعر نومادر
۰
۰
حسن فیض مختاری
حسن فیض مختاری
مهندسی خوانده، علاقه مند به اقتصاد، یکم اهل شعر، دچار مرض مرگبار «تولیدکننده صنعتی»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید