ویرگول
ورودثبت نام
real mahan
real mahanدختری در فنی
real mahan
real mahan
خواندن ۱ دقیقه·۲۱ روز پیش

تاریکی

نشستم پشت در آزمایشگاه روی صندلی های یخ روبه روی آسانسور و تو تاریکی زل زدم ب تنها نور موجود...یعنی صفحه گوشیم.

چند دقیقه قبل میخواستم برگردم داخل و ادامه کارمو انجام بدم اما عین سه نفر سرشونو گذاشته بودن رو میز و خوابیده بودن...میرفتم معذب میشدن و یه چرت کوتاه لازم بود براشون نه؟!

پس دوباره نشستم و فرصت دادم تا نیم ساعت بگذره.

این روزا کمتر از روزای قبل غر میزنم شاید سر این باشه که جی بی تی کار میکنه و دست و پا شکسته میتونه جوابمو بده شایدم سر این باشه که برگشتم دانشگاه و فهمیدم همه چسبیدن به کارشون.

اینکه به هر چیزی عادت میکنیم عجیبه.

۲۶
۲۵
real mahan
real mahan
دختری در فنی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید