real mahan·۱ روز پیشجمعه 5 تیر-روز شونزدهمدقیقه نودی بودن باعث میشه همه کارمو بزارم همین حالا و درست قبل برگشتن.با شیر ته یخچال شیرینی میپزم و مامان یادآوری میکنه اگه به کسی تعارف ک…
real mahan·۱ روز پیشچهارشنبه پنج شنبه 3 و 4 تیر (روز چهاردهم و پونزدهم)به معنای تمام کلمه این دو روز هیچ غلطی نکردم.دیشب دایی نذری داشت و همه درگیرش بودن. امروزم همسایه ته کوچه حلیم میپزه تا نزدیک صبح پخش کنه و…
real mahan·۱ روز پیشسه شنبه 2 تیر-روز سیزدهمدوست داشتم نوشته رو اینجوری شروع کنم که امروز تلاش کردم و یه گام بزرگ از کارمو پیش بردم ولی متاسفانه این واقعیت نیست.تموم امروز داشتم کتابی…
real mahan·۱ روز پیشدو شنبه 1 تیر-روز دوازدهمهشت صبح چایی زعفروندوازده ظهر کاچی با زعفرونسه و چهل و پنج دقیقه بعداز ظهر گلاب و اب جوش و زعفرونهفت شب شام با شربت زعفرونالان واقعا شاد و…
real mahan·۱ روز پیشیک شنبه 31 خرداد-روز یازدهمپسر فلان فامیل مامان اینا رو بالاخره دیدم.یه پسر خیلی قدبلند و اتوکشیده بود که مدام ساعتشو تو دستش میچرخوند.اصرار خودم بود که اول باش صحبت…
real mahan·۱ روز پیششنبه 30 خرداد-روز دهمروز قشنگ ولی گرمیه.تموم دیشب خوابای بد میدیدم.وسطای خواب فهمیدم واقعی نیست و یه نفس راحت کشیدم و بقیه اش دیگه ترسناک نبود.حالا این وسط ماما…
real mahan·۱ روز پیشجمعه 29 خرداد-روز نهمجمعه ها جالبهپارک ازادی که نمیدونم اسمش همینه یا من عادت کردم همه اینجوری صداش کنن، هر هفته منتظر من و بدمینتونم میمونه.این وقتی که برای خو…
real mahan·۱ روز پیشپنج شنبه 28 خرداد-روز هشتمدر حد نیم ساعت به غرزدنای خانم ه گوش کردم. بهش گفتم راه راحت تر و کم دردسرتر پیش بردن کارش چیه.در واقع هر چیزی که بلد بودم و تجربه کرده بود…
real mahan·۱ روز پیشچهارشنبه 27 خرداد-روز هفتمکاری که با اقای ط انجام میدیدم رو خیلی دوست دارم.جلسه هامون باعث میشه احساس جلو رفتن کارو داشته باشم و همزمان نگرانم اگه یه روزی اون بایسته…
real mahan·۱ روز پیشسه شنبه 26 خرداد-روز ششمسعی کردم حرفای سمی اقای شین رو هضم کنم.میخاستم از دستش گریه کنم تو خونه ولی گریه ام نمیومد. بنابراین تو ذهنم حرفاشو باور کردم و فرداش انگار…