خب راه حل های خوبی برای شروع صبح اول هفته به ذهنم میرسه.
۱. دیدن پیامی که خیلی وقته منتظرش بودی و میدونی بارها قراره بخاطر این پیام به صفحه گوشی نگاه کنی و هربار لبخند بزنی.
۲. یه صبحانه دلچسب غیرتنهایی در شرایطی که به هر کس دوسه تا لقمه بیشتر نمیرسه و همه همچنان خرسند هستن.
۳. دیدن اضافه غذاهای باقی مونده از مهمونی دیشب تو یخچال که قراره ظهر و شب رو بت فرصت آشپزی نکردن بده.
و خب خیلی اتفاقات دیگه....
ولی خب امروز صبح برای من چطور شروع شد؟!
۱. نگاه کردن به تمام کانالای خبری ممکن تا بفهمم بالاخره زد یا نزد و میزنه یا نه.
۲. دیدن صحنه احیای یه آقا توسط پرستای اورژانس کف بانک ملی خیابون کارگر.
۳. صحبت کردن با مامان و فهمیدن اینکه همزمان هم میگرن خودش عود کرده و هم بابا اینا سرمای شدیدی خوردن.
۴. صدای پیام برداشت بانک که هر موقع دوست داره دست میندازه تو حسابم و قسطای وامی رو برمیداره که اصلا نمیدونم خورد خورد خرج چی شد و تموم شد.
۵. دندون دردی که میخام تا آخر این هفته تحملش کنم.
+در حال حاضر فقط میخام فکر کنم بقیه روز خوب میگذره و یادم بمونه چقدر هفته خوبی قراره برام باشه.