ویرگول
ورودثبت نام
real mahan
real mahanدختری در فنی
real mahan
real mahan
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

سه شنبه 26 خرداد-روز ششم

سعی کردم حرفای سمی اقای شین رو هضم کنم.

میخاستم از دستش گریه کنم تو خونه ولی گریه ام نمیومد. بنابراین تو ذهنم حرفاشو باور کردم و فرداش انگار نه انگار.

دیروز تا یه حدی سعی در اثبات خودم داشتم و اینکار اشتباه بود.

نباید بش نشون میدادم بر خلاف تصورش من سواستفاده کن و از زیرکار در رو نیستم و نشونه اش اینه که ده تا مقاله خوندم تا متوجه شم تسک اون چجوریه و چطور میتونم من بش کمک کنم.

 نباید قبول میکردم اثبات پایداری و نوشتن گزارششو من جای اون انجام بدم و اینجوری بنظر برسه که اون میتونه کارای مهم تری انجام بده و من میتونم کارای سبک تری که فرصت نداره رو برعهده بگیرم.

دیروز از سر خستگی بود یا هر چیزی گل به خودی زدم.

امروزم بدتر از دیروز

سر صبح اومده ازم حساب بکشه انجام دادم یا نه؟! منم همون روی مودی بودنمو نشونش دادم و گفتم وظیفه خودشه و تصمیم دارم تو کار کسی فوضولی نکنم.

میدونم انجام نمیده و اونم میدونه من انجام دادم فقط نمیخام خیالش راحت باشه.

ازش متنفرم و احتمالا اینو خیلی بش نشون بدم.

سوال اینه که آیا همه ادما مثل من تو روابط اجتماعیشون اینقدر موندن و ناراضین؟!

امروز میگردم خونه... دیگه نمیخام تو ازمایشگاه باشم و نمیدونم این کار درستیه یا نه؟!

با خودم میگم هفته بعد هم نمیرم و هر کسی که فکر میکنه این از زیرکار در رفتن و پیچوندنه میتونه بم زنگ بزنه که بیا بی ادب یا حداقل به دکتر بگه گوشمو بپیچونه.

واقعیت اینه که من به اندازه کافی زمان و انرژی گذاشتم و این تقصیر من نیست که هنوز کار زیادی باقی مونده.

باید بپذیرم مهم ترین مسئله الان تصویب پروپزال و جلو بردن کارای خودمه.

باید بپذیرم قرار نیست همه رو راضی نگه دارم حتی اگر خودم لطمه ببینم.

باید بپذیرم قرار نیست سلامتی روانی و جسمی مو برای این مسائل خرج کنم.

باید بپذیرم تا همین جا هم زیاده روی کردم و باید خودمو کنار بکشم حتی اگه بقیه حس خوبی بش نداشته باشن.

خوبیه خونه اینه که همیشه بوی غذا میده...همه آدمو دوست دارن و کسی قرار نیست بم یادآوری کنه چه حسی میتونم به خودم داشته باشم.

اثبات
۰
۰
real mahan
real mahan
دختری در فنی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید