ویرگول
ورودثبت نام
real mahan
real mahanدختری در فنی
real mahan
real mahan
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

پنج شنبه 28 خرداد-روز هشتم

در حد نیم ساعت به غرزدنای خانم ه گوش کردم. بهش گفتم راه راحت تر و کم دردسرتر پیش بردن کارش چیه.

در واقع هر چیزی که بلد بودم و تجربه کرده بودم تو ارشد رو گفتم حتی چیزایی که زمان زیادی گذاشته بودم تا خودم بفهمم.

آخرش رسید به اینجایی که میخاما ولی نمیتونم شروع کنم. حالا فردا بم پیام بده و ازم بپرس چی شد شروع کردی. اگه مجبورم کنی شروع میکنم.

منم که عملا تو کار خودمم موندم و حوصله بدبختیای بقیه رو ندارم. پس یه باشه گفتم و بعدش پیگیری نکردم.

چیکار کنم؟ مجبورش کنم کاری که به نفعشه رو بکنه.

کی منو مجبور میکنه؟!؟

بعدتر با خانم ز صحبت کردم. میگفت برگرد ازمایشگاه تا منم روم بشه برم.

راست میگفت وقتی تو یه محیط مردونه یه دختر میخاد جا بیفته همینجوریم سخته حالا فکرکن تو محیط ازمایشگاه که یکی در میون خلن.

بهونه رفت و آمد و هزینه رو کردم و گفتم این هفته نمیام.

اونم قرار شد تا اومدن من بره آزمایشگاه دیگه پیش دوستاش تا معذب نباشه.

آخه خانم ز یکی از مشکلات من خود تویی.... اینقدر که حتی تو ویرگولم از دست کارات نوشتم. بعد الان میخای پیش من بشینی کار کنی؟!

واقعا در غیراجتماعی ترین مود ممکنم ولی حق میدم به خودم اینجوری باشم

شروع کار
۰
۰
real mahan
real mahan
دختری در فنی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید