ویرگول
ورودثبت نام
امیرماهان طاهری
امیرماهان طاهریتاملات و شاید یادداشت‌های من‌درآوردی
امیرماهان طاهری
امیرماهان طاهری
خواندن ۶ دقیقه·۲ ماه پیش

احمد فردید: فیلسوف غرب‌زدگی

فردید ، پدر غرب‌زدگی ایران

سیداحمد فردید را احتمالا می‌توان نخستین کسی دانست که از اصطلاح غرب‌زدگی استفاده کرد و اتفاقا خودش هم بسیار به آن افتخار می‌کرد. فردید در یزد متولد شد. بعدتر برای تحصیل در حوزه‌ی فلسفه به اروپا رفت اما بدون مدرک دکتری به کشور برگشت. گفته می‌شود در آنجا با زنی اهل اتریش هم آشنا شد و با او ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد اما آنها را رها کرد. فردید پس از بازگشت به ایران در دانشگاه تهران مشغول به تدریس فلسفه شد و رفته‌رفته هم اسمی برای خود در کرد ، هم از جهت برگزاری نشست‌های فلسفی متعدد موسوم به فردیدیه ، و همچنین اجرای چند برنامه در رادیو و تلویزیون ملی. فردیدیه محل رفت و آمد افراد بسیاری بود از شاگردان فردید گرفته تا منتقدانش. مناظرات فردید سبک خاص خود را داشت. از گفتوگوهای تلفنی چندصد ساعته برسر مسائل فلسفی گرفته تا تندخویی و پرخاشگری و حتی فحاشی در جریان مباحثات. فردید در دوران سکونتش در اروپا با مارتین هایدگر ، فیلسوف آلمانی ، آشنا شد و از او تاثیر بسیار پذیرفت. در اینجا لازم است که توضیح مختصری درباره‌ی اندیشه‌ی هایدگر داده شود:

مارتین هایدگر در فلسفه‌ی خود بر هستی و وجودِ آدمی تاکید بسیاری داشت. وی معتقد بود که مدرنیته موجب شده است که تکنولوژی بر روح انسان چیره شود. هایدگر معتقد بود چیرگی تکنولوژی بر روح انسان موجب شده است که آگاهی و اصالت خود را از دست بدهد. او در فلسفه‌ی خود اصطلاحی را به نام "دازاین" به کار می‌برد. از نظر هایدگر دازاین انسانی است که درباره‌ی خود آگاهی دارد و به وجود خود فکر می‌کند. اما هایدگر معتقد بود انسان امروزی از مرتبه‌ی دازاین بسیار فاصله دارد چرا که در طول زندگی خود تنها مصرف می‌کند و به کارکرد‌ها فکر می‌کند. از نظر هایدگر انسان امروزی درباره‌ی وجود و هستیِ خود و دیگر موجودات فکر نمی‌کند و تنها مصرف می‌کند و غرق در مادیات است. هایدگر معتقد بود که این بحرانی‌ست که موجب پریشانی انسان و نادیده‌انگاشتن شرافت و کرامت ذاتی انسان خواهد شد. از نظر هایدگر راه حل خروج از چنین بحرانی احیای اصالت وجود بود. وی در اندیشه‌ی خود برای شعر و زبان نیز جایگاه مهمی قائل است. هایدگر معتقد بود که حقایق در قالب کلمات در زبان پنهان هستند و از نظر وی هرگاه زبان آدمی تضعیف گردد حقایق نیز پنهان خواهد شد. هایدگر معتقد بود تنها دو زبان یونانی و آلمانی اصالت خود را حفظ کرده‌اند و مناسب تفکر فلسفی هستند.

هایدگر و حزب نازی

احتمالا یکی از جنجالی‌ترین فصل‌های زندگی و اندیشه‌ی هایدگر روابط او با نازی‌ها است. هایدگر روابط نزدیکی با نازی‌ها داشت. مطالعه و بررسی نامه‌های هایدگر در آن دوران نشان می‌دهد که وی همدلی بسیاری با نازی‌ها داشته است. احتمالا هایدگر معتقد بود که نازیسم می‌تواند موجب احیای اصالت و آگاهی آلمان‌ها شود. به بیان دیگر معتقد بود نازیسم "روح اصیل آلمانی" را احیا خواهد کرد و مردم آلمان را به مرتبه‌ی دازاین خواهد رساند. فردید نیز در یهودستیزی با نازی‌ها همدل بوده است. با این حال احتمالا پس از سیاست‌های خشونت‌آمیز و خصمانه‌ی نازی‌ها، هایدگر از نازیسم فاصله گرفت.

دازاین از نظر فردید

فردید با وام‌گیری از اندیشه‌ی هایدگر معتقد بود که انسان ایرانی امروز درگیر بحرانی‌ست که در اثر چیرگی تکنولوژی بر او ایجاد شده است. وی معتقد بود که چیرگی تکنولوژی و مدرنیته موجب شده است که انسان امروزی از آگاهی و تفکر درباره‌ی هستیِ خود محروم بماند. فردید این وضعیت را غرب‌زدگی می‌نامید. فردید راه حل را در احیای عرفان و بازگشت به سنت‌های اسلامی و ایرانی می‌دید (حکمت‌انسی) به عبارت دیگر دازاین از نظر فردید معادل انسانِ مومن است، البته فردید درباره‌ی حکمت انسی توضیح چندانی نمی‌دهد و امروز نیز کتابی از فردید در این باره در دست نیست. فردید معروف است به فیلسوف شفاهی. چرا که کتاب و رساله‌ منسجمی از وی درباره‌ی عقایدش در دست نیست. منتقدان فردید از جمله داریوش آشوری معتقدند که چون فردید از نظر فکری دچار آشفتگی و چندپارگی بود کتابی ننوشت. اما برخی از پیروان فردید معتقدند که چون فردید کمال‌گرا بود و قصد داشت کتابی کامل و جامع بنویسد، که فرصتش فراهم نشد، هیچگاه رساله‌ای از او درباره‌ی حکمت انسی منتشر نشد.

زبان در اندیشه‌ی فردید

فردید نیز به پیروی از هایدگر برای زبان جایگاه ویژه‌ای قائل است. فردید همچون هایدگر باور داشت که حقایق در لابه‌لای کلمات پنهان هستند و هرگاه زبان تضعیف شود حقایق هم پنهان خواهند شد. به عقیده‌ی فردید زبان فارسی امروزه بدلیل وجود اصطلاحات فرنگی در آن، اصالت خود را از دست داده و دیگر مناسب پژوهش و تفکر فلسفی نیست. از نظر فردید امروزه تنها زبان قرآنی و یونانی اصالت خود را حفظ کرده‌اند. از نظر وی زبان عربی فصیح هم مناسب پژوهش فلسفی و کشف حقایق نیست چرا که بدلیل وجود اصطلاحات فقهی متعدد در آن، اصالتش را از دست داده است. از نظر فردید تنها زبان یونانی و شکلی خاص از زبان عربی که فردید آن را زبان قرآنی می‌نامد، اصالت خود را حفظ کرده‌اند. البته فردید توضیح چندانی درباره‌ی زبان قرآنی نمی‌دهد.

یونانی‌زدگی

فردید پیش از پرداختن به غرب‌زدگی مفهوم دیگری را هم مطرح می‌کند به نام یونانی‌زدگی و در اصل غرب‌زدگی را در امتداد و ادامه‌ی آن معرفی می‌کند. فردید یونان باستان را سرآغاز پاگرفتن مدرنیته و عقلانیت مدرن معرفی می‌کند. وی در اصل یونانی‌زدگی را پیش‌زمینه‌ی غرب‌زدگی معرفی می‌کند. فردید از فلاسفه‌ی مشائی (ابن‌رشد ، ابن‌سینا ، فارابی ، نصیرالدین طوسی و ...) به عنوان یونانی‌زده یاد می‌کند. وی معتقد است مشائیان به دلیل تاثیرپذیری از فلاسفه‌ی یونان خصوصا ارسطو، یونانی‌زده شدند و همچون غرب‌زد‌ه‌ها آگاهی و اصالت وجودیِ خود را از دست دادند.

فردید و جمهوری‌اسلامی

شاید بشود گفت فردید معتقد بود که پیروی از جمهوری‌اسلامی موجب احیای حکمت‌انسی و رسیدن به مرتبه‌ی دازاین می‌شود. فردید حتی پا را از این هم فراتر نهاد و گفت: "هایدگر جهت فکرش همین جهت جمهوری اسلامی است."

حال آنکه بررسی فلسفه‌ی هایدگر نشان می‌دهد وی چندان پایبند به مذهب نبود و از منتقدان متافیزیک الهیاتی به شمار می‌آمد.

منتقدان فردید

آرامش دوستدار، روشنفکر ایرانی، در نقد سیداحمد فردید از وی به‌عنوان یک فرد "دین‌خو" یاد می‌کند. دوستدار معتقد بود که "فردید علی‌رغم اینکه از آگاهی و حکمت‌انسی حرف می‌زند ، خود از آن محروم است چرا که دین و سنت را برای خود تا مرتبه‌ی خدایی بالا برده است و چون دین و سنت برای هر پرسشی پاسخ خود را دارد ، فردید از فکر کردن محروم مانده بود."

داریوش آشوری نیز در مقاله‌ای تحت عنوان "اسطوره‌ی فلسفه در میان ما" از فردید به‌عنوان شبه‌فیلسوفی یاد می‌کند که اندیشه‌اش آشفته و پراکنده است و سرشار از کلی‌گویی و ابهام است. ابهام و بی‌نظمی در اندیشه‌ی فردید موجب شده است که درک دقیقی از اندیشه‌ی او وجود نداشته باشه است و در نتیجه نقد کردن او تبدیل به کاری دشوار شود‌.

تاثیرات احمد فردید

احمد فردید چه خوب نوشته باشد و چه بد ، چه مغرضانه نوشته باشد و چه منصفانه ، تاثیر او برای افکار ایرانی و روشنفکری ، انکارناپذیر است. ردِ پای عقاید فردید از جمله غرب‌زدگی را به وضوح در آثار نسل سوم روشنفکری می‌توان دید. از جمله‌ی آنها می‌توان از جلال آل‌احمد یاد کرد. آل‌احمد روابط نزدیکی با فردید داشت و در رساله‌ی غرب‌زدگی آل‌احمد اشاره می‌کند که این اصطلاح را از فردید وام گرفته است. وی فردید را در رساله‌ی غرب‌زدگی "حضرت فردید" می‌نامد.تاثیر فردید فقط در حلقه‌های روشنفکری محدود نمی‌شود بلکه بدون بر گفتمان حکومتی و سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی هم تاثیرگذار بوده است. از جانب افرادی چون داریوش آشوری ، آرامش دوستدار ، سیدجواد طباطبایی و ... نقد‌هایی جدی به فردید وارد است اما با این وجود حضور فردید در فضای فکری و دانشگاهی ایران هنوز حس می‌شود. از جمله می‌توان از رضا داوری اردکانی یاد کرد. وی از شاگردان فردید بود و تا چند سال گذشته استاد تمام فلسفه در دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان علوم به‌شمار می‌آمد.

تاریخ معاصرفلسفهروشنفکریانقلاب اسلامی
۰
۰
امیرماهان طاهری
امیرماهان طاهری
تاملات و شاید یادداشت‌های من‌درآوردی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید