ویرگول
ورودثبت نام
امیرماهان طاهری
امیرماهان طاهریتاملات و شاید یادداشت‌های من‌درآوردی
امیرماهان طاهری
امیرماهان طاهری
خواندن ۱۳ دقیقه·۱ ماه پیش

نهرو: مردی که الهام‌بخش یک ملت شد

جواهر لعل نهرو، سیاستمدار و متفکر هندی، که حقیقتا باید او را از پدران بنیانگذار هند جدید به‌شمار بیاوریم، سال‌ها پیش از استقلال هند، در زندان احمدنگار، کتابی نوشت که پایه‌گذار ایده‌ی هند در عصر جدید شد. نهرو در “کشف هند” هویت هندی و ایده‌ی هندی بودن را مجددا مورد بررسی قرار می‌دهد و آن را پس از فراز و نشیب‌های‌ متعدد تاریخی و فکری، بازتعریف می‌کند. ارزش پروژه‌ی نهرو به آن است که در زمانه‌ای که غالبا همگان در هند به استقلال فکر می‌کنند، نهرو به فردایِ استقلال فکر می‌کند. نهرو در “کشف هند” با گذر از لابه‌لای تاریخ، و با ظرافت و گیرایی، هویت هندی نوین و سازگاری را ارائه می‌دهد. هویتی که برمبنای قوم یا مذهب مشترک نیست، بلکه برمبنای تجربه‌ی مشترک جمعی‌ست. شاید بتوان گفت ریشه‌های دموکراسی تعاملی هند را هم، که برخی آن را بزرگ‌ترین دموکراسی جهان نامیده‌اند، باید در همین کتاب جستوجو کرد. کتابی که بی‌شک در تدوین قانون اساسی هند الهام‌بخش واقع گشت.

در آستانه تولد جواهر لعل نهرو در سال ۱۸۸۹، هند تحت سلطه بریتانیا، صحنه تقابل نیروهای پیچیده‌ای بود. استعمار تنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی را دگرگون نکرده بود، بلکه هویت فرهنگی و حس خودمختاری هندی‌ها را به چالش کشیده بود. در اوایل قرن نوزدهم، حکمرانی هند عملا تحت کنترل بریتانیا بود. البته که هنوز هند رسما بخشی از امپراتوری بریتانیا نبود اما سایه‌ی بریتانیا بر اقتصاد و حکمرانی در شبه‌قار‌ه‌ی هند سنگینی می‌کرد. انگلیسی‌ها با بهره‌گیری از اختلافات داخلی و نبردهای منطقه‌ای قدرت را در هند گسترش دادند. انگلیسی‌ها در طول قرن هجدهم و نوزدهم عملا بر بنگال و دهلی مسلط شدند، و از آن پس قدرت واقعی در دست فرماندار مقیم انگلیسی در دهلی قرار گرفت.

شورش بزرگ در هند، همزمان با اوایل پادشاهی ناصرالدین شاه در ایران، که پس از استقلال غالباً "اولین جنگ استقلال هند" نام گرفت، نقطه‌ی عطف مهم دیگری بود. این شورش با سرکوب نیروهای بریتانیایی مواجه شد و حکمرانی مستقیم بریتانیا را در هند رسمیت بخشید. سیاست‌های بریتانیا در این دوره عمدتاً در جهت منافع امپراتوری بود و حتی در واکنش به قحطی‌های گسترده عملکرد قابل قبولی نشان داده نشد. البته که برخی اصلاحات محدود نیز در آن دوره رخ داد. انگلیسی‌ها زبان انگلیسی را زبان رسمی آموزش قرار دادند و دانشگاه‌هایی در بمبئی، مدراس و کلکته تأسیس شدند. توسعه راه‌آهن و تلگراف و فعالیت مطبوعات انگلیسی‌زبان نیز در این دوره شروع شد. اما این تغییرات هرچند مهم بودند، در نهایت بیش‌تر در خدمت تسهیل حاکمیت بریتانیا بود تا رفاه عمومی. در اواخر قرن نوزدهم، اندیشه ملی‌گرایی قوت گرفت و حزب کنگره ملی هند در سال ۱۸۸۵ با هدف پیگیری اصلاحات ملایم تحت حکومت بریتانیا تأسیس شد. این تشکل مقدمه‌ی فصل جدیدی در مبارزه مردم هند برای استقلال بود. کنگره، که پس از استقلال هند بدل به حزب بانفوذی شد، از جانب نسل جدید بومیان و به هدف تغییر شرایط و احتمالا اصلاح از بالا شکل گرفت. در این بستر، نسل جدیدی از روشنفکران ظهور کردند که با تسلط بر دانش غربی، در جستجوی تعریف مجددی از هند برآمدند. پدر نهرو، موتی لعل نهرو، از وکیلان ثروتمند و ملی‌گرایی بود که نماد این گذار نسل‌ها محسوب می‌شد. چنین بود که نهرو جوان در خانواده‌ای پرورش یافت که هم از مزایای امپراتوری برخوردار بود و هم از بندهای آن رنج می‌برد.

نهرو برای ادامه‌ی تحصیل به لندن رفت و در رشته‌ی حقوق فارغ‌التخصیل شد. این تجربه‌، او را مستقیماً در قلب دنیای فکری و سیاسی غرب قرار داد. با این حال، همان‌طور که خود در زندگینامه‌اش “به سوی آزادی” می‌نویسد، احساس غریبگی و انتقاد از خودبرتربینی امپریالیستی، حسی از بیگانگی را در او تقویت کرد. این تجربه دوگانه، تسلط بر فرهنگ غرب و طرد شدن توسط آن، باعث شد او هویت هندی خود را نه به شکل نوستالژیک، بلکه به مثابه پروژه‌ای فکری برای آینده بازتعریف کند. بازگشت او به هند در ۱۹۱۲، همزمان با اوج‌گیری مبارزات گاندی شد.

گاندی و نهرو
گاندی و نهرو

مبارزه و استقلال

بازگشت گاندی به هند در سال ۱۹۱۵ نقطه‌ی عطفی در جنبش ملی بود. او در دههٔ ۱۹۲۰ با رهبری جنبش عدم همکاری، کنگره را از سازمانی نخبه‌گرا به جنبشی توده‌ای تبدیل کرد. میلیون‌ها هندی در تحریم کالاهای انگلیسی و نافرمانی مدنی مشارکت کردند.

در سال ۱۹۳۰ گاندی با حرکت تحریم نمک، اعتراض مدنی عظیمی را رهبری کرد که به نماد مخالفت با استثمار بریتانیا تبدیل شد. کنگره ملی هند همان سال "قطعنامه استقلال" را تصویب و استقلال کامل را اعلام کرد. اعتراضات در دههٔ ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ نیز ادامه یافت.⁩ جنگ جهانی دوم تا حدودی جریان مبارزه را کند کرد، اما در سال ۱۹۴۲ گاندی جنبش "هندوستان را ترک کنید" را آغاز کرد که خواستار خروج بریتانیا از شبه‌قاره هند بود. فشارهای داخلی و خارجی بالاخره در اوت ۱۹۴۷ به اعطای استقلال هند انجامید. گاندی تا پایان عمر برای مردمان هند تازه تاسیس، یک مرجع اخلاقی و رهبر معنوی محترم باقی ماند. اگرچه نهرو عمیقاً به گاندی احترام می‌گذاشت و رهبری اخلاقی او را پذیرفت، اما نگرش عقل‌گرا و علم‌محورش اغلب با اخلاق عرفانی و افق‌دید سنت‌گرای گاندی در تضاد بود. این تقابل سازنده، بعدها در اندیشه تلفیقی نهرو درباره مدرنیته هند متبلور شد. البته که هردو عمیقا خواست آزادی و استقلال داشتند اما می‌توان گفت آرمان گاندی در بستری روستایی محقق می‌شد اما آزادی و استقلال مطلوب نهرو در بستر شهری، صنعتی و مدرن:

تنها علم است که می‌تواند مشکلات گرسنگی و فقر، بی‌بهداشتی و بی‌سوادی، خرافات و رسوم منسوخ را حل کند.

در امتداد همین نگرش است که نهرو در “کشف هند” خوانشی نو از تاریخ هند ارائه می‌دهد. او در کشف هند، تاریخ هند را به‌مثابه‌ی موزاییکی فرهنگی بررسی می‌کند. قطعه‌ای چندرنگ از تاریخ که دائما در حال تحول است و تنها محدود به گروه و قوم خاصی نیست. او برخلاف کلیشه‌های رایج شرق‌شناسی قرن نوزدهمی در اروپا، سیر اندیشه در هند را عقلانی و پویا توصیف می‌کند:

نبوغ هند همواره در جستجوی حقیقت و معنای درونی زندگی بوده است…تنوع در هند شگفت‌انگیز است؛ اما ما عادت کرده‌ایم در کنار هم زندگی کنیم و خود را با این گوناگونی سازگار سازیم.

چه مستشرقین غربی درست گفته باشند و یا چه نهرو، بی‌شک نهرو قصد داشت تصویری نو و انسان‌گرایانه از پیشینه‌ی تمدنی هند ترسیم کند. البته که او هویت را امری ابدی نمی‌داند و آن را دائما در حال تحول می‌داند. با این حال اما نسبت به میراث غنی هند بی‌اهمیت نیست. تجربیات فکری تاثیرگذار نهرو در غرب، بی‌شک از او متفکری جهان‌وطن ساخته بود که در عین توجه به میراث غنی و پربار سرزمینش، او را به معابد کهن و ویرانه‌های باستانی محدود نمی‌ساخت.  چنانکه خود در مقدمه‌ی “کشف هند” چنین می‌نویسد:

با این حال، گذشته همیشه با ماست و همه آنچه هستیم و داریم از گذشته می‌آید. ما محصولات آن هستیم و در آن غوطه‌ور زندگی می‌کنیم…ترکیب آن با حال و گسترش آن به آینده…همان زندگی است…زندگی ما با چوب‌های مردهٔ این گذشته سنگین شده است؛ هر آنچه مرده و وظیفه‌اش را انجام داده باید کنار گذاشته شود. اما این به معنای قطع یا فراموش کردن بخش‌های حیاتی و زندگی‌بخشِ آن گذشته نیست.

از همین‌ روست که اندیشه‌ی نهرو  در کشف هند درخشان جلوه می‌کند: در زمانه‌ای که اختلافات میان مسلمانان، هندو ها، و دیگر گروه‌ها، بر سر ترسیم تصویر شبه‌قاره‌ی هند در فردای استقلال بالا گرفته است، نهرو از تمامی این نگاه‌های طبقاتی، قومی، مذهبی و امثالهم فراتر می‌رود و به ما گوشزد می‌کند که هند را به‌سان مجموعه متکثر در عین یکپارچگی ببینیم، مجموعه‌ رنگارنگی که در آن هم عناصر اسلامی و صوفیان وجود دارد، و هم بودیسم و هندوئیسم. او با ظرافت با بهره‌گیری از تنوع فکری و مذهبی چشمگیر در تاریخ هند، به ما یادآوری می‌کند که هویت یک داده ثابت تاریخی نیست، بلکه جریانی پویا و در حال شدن است که باید آن را در بستر تحولات فهمید. چنانکه نهرو در “کشف هند” می‌گوید:

هند یک واحد جغرافیایی و اقتصادی است، یک وحدت فرهنگی در میان تنوع، مجموعه‌ای از تضادها که با رشته‌هایی قوی اما نامرئی به هم پیوسته‌اند…تأثیرات خارجی فراوان به هند وارد شدند، اما هند چنان نیرومند بود که آن‌ها را جذب کند و به صورت بخشی از خود درآورد.

وداع با گاندی. او در سال ۱۹۴۸ توسط یک هندو افراطی بخاطر مدارا با مسلمانان و پاکستان ترور شد.
وداع با گاندی. او در سال ۱۹۴۸ توسط یک هندو افراطی بخاطر مدارا با مسلمانان و پاکستان ترور شد.

لحظه‌‌ی‌ تولد هند: بیم و امیدها

هنگامی که هند، همان سرزمین کهن باستانی که ابوریحان بیرونی با اعجاب درباره‌‌ی آن قلم‌فرسایی می‌کرد و بعدتر شرق‌شناسان غربی با حیرت درباره‌‌ی عجایب و ثروت آن می‌نوشتند، در قرن بیستم متولد شد، البته که یک شبه متولد نشده بود اما مسیر پرپیچ و خمی در انتظارش بود. اندیشه‌ی تساهل‌جویانه‌ و تکثر‌گرایانه‌ی گاندی و نهرو اگرچه که در قانون اساسی طنین‌انداز شده بود، و موجبات برپایی یک دموکراسی تعاملیِ عظیم در هند را فراهم کرده بود، اما هنوز هم اختلافات قومی و مذهبی پابرجا بود. در سال ۱۹۴۷ مجلس بریتانیا با تصویب قانون استقلال هند، شبه‌قاره را به دو کشور مستقل هند و پاکستان تقسیم کرد. تقسیم مرزها به شتاب و بدون در نظر گرفتن محل سکونت دقیق مسلمانان و هندوها انجام شد. نطفه‌های اولیه شکل‌گیری پاکستان به تشکیل مسلم لیگ بازمی‌گشت، هنگامی که بخشی از مسلمانان کنگره ملی احساس مطرود بودن کرده و به‌جهت دفاع از حقوق مسلمانان هند دربرابر دیگر گروه ها، مسلم لیگ را تاسیس کردند. به‌هنگام تاسیس پاکستان حدود ۱۵ میلیون نفر مسلمان پراکنده در شبه‌قاره ناگزیر به ترک خانه و کاشانه خود شده و میان دو کشور حرکت کردند. طی این مهاجرت بزرگ، خشونت‌های قومی و مذهبی شدیدی رخ داد و برآورد می‌شود بین ۲۰۰ هزار تا ۲ میلیون نفر در این کشتارها جان باختند. این جابجایی جمعیتی پیامدهای اجتماعی و سیاسی درازمدتی برای شبه‌قاره به همراه داشت. یکی از پیامدهای مهم تقسیم، اختلافات مرزی متعدد بود. از جمله در ایالت کشمیر که اکثریت جمعیت آن مسلمان بودند، کشمیر در ابتدا به استقلال گرایش داشت اما پس از درگیری با مهاجران پاکستانی به هند پیوست. این مسأله منجر به جنگ هند و پاکستان کمی پس از استقلال شد. در این بحبوحه، البته که چهره‌های برجسته چون گاندی دعوت به مدارا و همزیستی مسالمت‌آمیز می‌کردند، اما نفوذ گروه‌های مذهبی و افراطی را نباید دستکم گرفت، چنانکه کار را به‌جایی کشاند که گاندی توسط یک هندو افراطی به‌علت تساهل و مدارایش کشته شد. تنش‌ها میان دو کشور ادامه یافت و در سال ۱۹۶۵ مجدداً جنگی بر سر کشمیر رخ داد؛ چند سال بعد جنگ دیگری با پاکستان که منجر به استقلال بنگلادش (پاکستان شرقی سابق) شد نیز روی داد. اواخر دههٔ ۱۹۸۰ نیز شورش استقلال‌طلبانه‌ای در کشمیر آغاز شد و به جنگ کارگیل ۱۹۹۹ انجامید که تنش‌ها را تشدید کرد. علاوه بر مسئله کشمیر، خشونت‌های دینی گسترده نیز پس از استقلال به چشم می‌خورد. اختلافات بر سر اماکن مقدس همچون دعوای معبد رام در آیودیا به تخریب مسجد بابری در سال ۱۹۹۲ توسط افراطیون هندو انجامید که موج جدیدی از درگیری‌ها را میان هندوها و مسلمانان برانگیخت.

در یک نمونه دیگر از اختلافات مذهبی می‌توان از درگیری‌های سیک‌ها با دولت یاد کرد. در سال ۱۹۶۶ پس از مرگ نهرو، دختر او، ایندیرا گاندی، به نخست‌وزیری رسید. دوره‌ی نخست‌وزیری او همراه بود با بحران‌های سیاسی و مذهبی‌. گاندی وضعیت اضطراری در هند اعلام کرده و برای مدتی زیر سایه این اعلام اضطرار با اقتدار حکومت کرد. البته که کمی بعد اعتراضات نسبت به ایندیرا گاندی، چه در داخل حزب کنگره و چه در محافل دیگر، موجب شد که زمینه‌ی کنار رفتن کنگره ملی از قدرت را فراهم کند. پس از ایندیرا گاندی وضعیت اضطراری لغو شده و دولتی از ائتلاف دیگر احزاب شکل گرفت. با اینحال مهمترین واقعه دوره‌ی ایندیرا گاندی را می‌توان درگیری‌های دولت او با سیک‌ها دانست. اعتراضات سیک‌ها، که مدتی بود که نسبت به وضعیت خود اعتراضاتی داشتند و خواست خودمختاری بیشتر داشتند، در این دوره وارد مرحله جدیدی شده بود. گروهی از پیروان آیین سیک در این دوره با تشکیل گروه‌های شبه‌نظامی درگیری‌ها را گسترش دادند. ایندیرا گاندی در واکنش به تنش‌ها، دستور حمله‌ی ارتش به معبد مقدس سیک‌ها را، که یکی از جبهه‌های اصلی نیروهای شبه‌نظامی سیک بود، صادر کرد. حمله به معبد سیک‌ها باعث تشدید تنش‌ها شد. خشم فراگیری در میان سیک‌ها برانگیخته شد و موجب شد که دو تن از محافظان گاندی، که پیرو آیین سیک بودند، او را ترور کنند. البته که مشاوران گاندی به او توصیه کرده‌ بودند که این محافظان را عزل کند اما او با پافشاری استدلال کرد که اگر آن‌ها را بیکار کند، این باور در جامعه شکل خواهد گرفت که او ضد مذهب سیک است. هرآینه، ترور گاندی موجب آن شد که تنش‌ها بیش از پیش تشدید شوند، درگیری‌های میان هندو ها و سیک‌ ها بالا گرفت و حزب کنگره نیز در جریان همین درگیری‌‌ها چندین هزار پیرو آیین سیک را قتل‌عام کرد.

از جانب دیگر، هند سرزمین پرجمعیتی بود که بخش بزرگی از آن جمعیت روستایی، بی‌سواد و فقیر بودند. فقر در هند موضوع جدی‌ای بود که نهرو و دیگر رجال برای ریشه‌کن کردن آن عمیقا تلاش کرده بودند. البته که برنامه‌های توسعه و اقتصادی نهرو چندان راه به‌جایی نبرد، بماند که برخی اقتصاددانان عملکرد دولت نهرو را در حوزه‌ی اقتصاد مورد انتقاد قرار دارند. بدین ترتیب هند عملا تا دهه‌ی ۱۹۹۰ کشور فقیر ماند. امروز نیز هند با مسئله فقر درگیر است اما رشد اقتصادی در دهه‌ی ۱۹۹۰ موجبات بهبود وضعیت و تبدیل شدن هند به یکی از پنج اقتصاد بزرگ دنیا را فراهم کرد.

سلول نهرو در قلعه احمدنگر، جایی که احتمالا “کشف هند” را نگاشت.
سلول نهرو در قلعه احمدنگر، جایی که احتمالا “کشف هند” را نگاشت.

میراث نهرو

هویت هندی در اندیشه نهرو، تنها یک مفهوم داخلی نبود، بلکه یک موقعیت در صحنه جهانی نیز بود. جنبش عدم تعهد که او از پیشگامانش بود، بازتاب مستقیم درک او از هویت هند بود. هند مستقل نمی‌خواست به بلوک قدرت‌های استعماری سابق وابسته باشد، همان‌طور که در طول تاریخ، روح خود را در برابر تهاجمات حفظ کرده بود. عدم تعهد، تلاش برای حفظ حاکمیت و آزادی عمل در دنیایی دو قطبی بود. این سیاست، هویت هند را به عنوان یک قدرت اخلاقی، مستقل و صلح‌طلب در عرصه بین‌الملل تثبیت کرد. نهرو در کنفرانس باندونگ سال ۱۹۵۵ به وضوح بیان کرد که کشورهای تازه‌استقلالیافته آسیا و آفریقا باید صدای مشترک خود را برای صلح و همکاری بیابند، صدایی که متفاوت از منطق قدرت‌های بزرگ باشد.

نهرو، در نقش تاریخ‌نگار، فیلسوف و دولتمرد، پروژه فکری عظیمی را پیش برد: کشف دوباره هند برای عصر جدید. در اثر کلیدی او، “کشف هند” ، هویت هندی را نه به عنوان یک ذات ازلی، بلکه به عنوان یک رودخانه پیوسته جاری تصویر می‌شود که در طول تاریخ از سرزمین‌های گوناگون تغذیه شده و به سوی آینده‌ای نامعلوم در حرکت است. او “ایده هند” را بر مبنای عقلانیت، مدارا و عدالت اجتماعی بنا نهاد. اگرچه اجرای این ایده با کاستی‌ها و تناقض‌های عملی همراه بود، شاید حتی بتوان گفت او در عرصه‌ی سیاست عملکرد خوبی نداشت: برنامه‌های اقتصادی او چندان توفیقی به عمل نیاوردند و حتی رشد اقتصادی را کند کردند، در حل اختلافات قومی و مذهبی در هند هم چندان دستاوردی نداشت و گاها به‌سختی به جریانات قومی و مذهبی پاسخ داد، در برابر با چین و پاکستان هم دست به اشتباهات استراتژیک بزرگی زد. پس احتمالا می‌توان گفت نهرو در سیاست شکست خورد.

هرآینه، نهرو حقیقتا اندیشمندی تاثیرگذار بود، نه به دلیل بی‌عیبی، بلکه به دلیل ایده‌ای که نمایندگی می‌کرد: تجسم هند به عنوان خانه همه انسان‌ها، البته که هند امروزین تنها از "کشف هند" شکل نگرفت. هند امروزین حاصل تعاملات پیچیده‌ی باورهای کهن چون نظام کاستی و آیین‌های چندهزارساله با متفکرین معاصر چون گاندی و نهرو است، بررسی تاریخ معاصر هند و درگیری‌های متعدد مذهبی و قومی نشان می‌دهد که غالبا صدای تکثرگرایانه‌ی نهرو فراموش هم شده است.

امروز در هند هنوز تعصبات مذهبی و قومی پابرجاست. شاید حتی بتوان گفت دولت فعلی هند بخشی از همان جریان است. این نشان می‌دهد که اندیشه‌ی نهرو و گاندی در فراز و نشیب‌های هند بعضا فراموش هم شده است. بی‌شک نهرو در عرصه‌ی عمل دست به اشتباهات بسیاری زد، چه‌بسا که حتی در برابر با برخی از جنبش‌های قومی و مذهبی رفتاری برخلاف آنچه که در کشف هند می‌گفت از خود نشان داد. با این وجود آنچه که باعث شد با چنین همدلی‌ای به قضاوت جایگاه نهرو بنشینم، نه حکومت‌داری او، بلکه خوانشی است که می‌توانیم از “کشف هند” داشته باشیم. “کشف هند” تنها اثری برای هند نبود. بلکه بیش از هرچیز برای من یادآور این است که لازمه‌ی وحدت تک‌صدایی نیست، بلکه در اوج تکثر هم می‌توان زیر سقفی مشترک زیست.

تاریخسیاستفلسفه
۷
۲
امیرماهان طاهری
امیرماهان طاهری
تاملات و شاید یادداشت‌های من‌درآوردی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید