
کلاسهای درس چگونه میتوانند عشق به یادگیری را در کودکان زنده کنند؟
آیا تا به حال فرزندتان با بیمیلی به مدرسه رفته یا از شما پرسیده «چرا باید این چیزها را یاد بگیرم؟» این سوالی است که بسیاری از والدین و معلمان با آن روبرو هستند. شاید تعجب کنید اگر بدانید که گاهی پاسخ این سوال نه در محتوای کتابهای درسی، بلکه در نوع محیطی است که کودک در آن درس میخواند.
پژوهشی تازه توسط بلرینا چیبوکیو که در کنفرانس بینالمللی آموزش تطبیقی بلغارستان در سال ۲۰۲۵ ارائه شده، به بررسی این موضوع پرداخته است که چگونه نوع کلاس درس میتواند موتور درونی یادگیری کودکان را روشن نگه دارد.
قصه دو نوع کلاس درس
تصور کنید دو کلاس متفاوت را در یک مدرسه ابتدایی:
کلاس اول: معلم پشت میز خود نشسته و درس میدهد. دانشآموزان باید ساکت بنشینند، گوش دهند و بعد از درس، مشق بنویسند. تمام تصمیمها را معلم میگیرد: چه بخوانند، چگونه بخوانند و چه زمانی بخوانند.
کلاس دوم: دیوارهای کلاس پر از کارهای دستی دانشآموزان است. بچهها به گروههای کوچک تقسیم شدهاند و روی پروژهای کار میکنند. معلم بین گروهها قدم میزند، سوال میپرسد و بچهها را تشویق میکند خودشان به دنبال جواب بگردند. گاهی بچهها نظر میدهند که دوست دارند چه موضوعی را یاد بگیرند.
کلاس دوم، نمونهای از چیزی است که پژوهشگران «محیط یادگیری سازندهگرا» مینامند. اما این عبارت پیچیده یعنی چه؟ یعنی محیطی که در آن:
- کودک احساس میکند آنچه یاد میگیرد به زندگی خودش ربط دارد
- میتواند سوال بپرسد و حتی گاهی به حرف معلم انتقاد کند
- در تصمیمگیریها مشارکت دارد
- با دوستانش گفتگو و تبادل نظر میکند
پژوهش چه میگوید؟
چیبوکیو با مطالعه روی ۳۲۰ دانشآموز دبستانی به نتایج جالبی رسید. او از بچهها خواست نظرشان را درباره محیط کلاس و همچنین میزان علاقهشان به درسها بگویند.
نتیجه؟ هرچه کلاس درس به مدل دوم نزدیکتر بود، بچهها با انگیزهتر بودند. نه فقط به خاطر نمره یا تشویق، بلکه واقعاً از یادگیری لذت میبردند. انگیزه درونی آنها شکوفا شده بود.
چطور میتوانیم کلاسها را تغییر دهیم؟
اگر معلم هستید یا اگر والدینی هستید که میخواهید با معلم فرزندتان در این باره صحبت کنید، این نکات را در نظر داشته باشید:
۱. به کلاس درس زندگی ببخشید
کودکان وقتی ریاضی را دوست دارند که بفهمند چقدر در خرید کردن یا تقسیم شیرینی با دوستانشان به کارشان میآید. وقتی درس علوم را با گیاهی که خودشان کاشتهاند تجربه کنند، هرگز فراموشش نمیکنند. ارتباط دادن درس با زندگی روزمره، انگیزه را چند برابر میکند.
۲. به کودکان اجازه سوال بدهید
کلاسی که در آن دانشآموزان جرأت پرسیدن «چرا» را داشته باشند، کلاسی زنده است. حتی اگر کودکی به حرف معلم ایراد بگیرد، این فرصتی برای یادگیری عمیقتر است. البته نه به معنای بیاحترامی، بلکه به معنای فکر کردن و تحلیل کردن.
۳. به بچهها حق انتخاب بدهید
نمیشود همه تصمیمها را بزرگترها بگیرند و انتظار داشت کودکان مشتاق بمانند. بگذارید گاهی خودشان انتخاب کنند: امروز اول ریاضی بخوانیم یا اول علوم؟ برای ارائه بعدی، پروژه انفرادی میخواهید یا گروهی؟ همین انتخابهای کوچک حس مالکیت و انگیزه را بالا میبرد.
۴. گفتگو را جایگزین سخنرانی کنید
وقتی کودکان با هم حرف میزنند، برای هم توضیح میدهند و از هم سوال میپرسند، یادگیری عمیقتر اتفاق میافتد. پس بگذارید کلاس پر از گفتگو باشد، نه فقط صدای یکنواخت معلم.
حرف آخر
این پژوهش یادآوری میکند که انگیزه، کالایی نیست که بتوان آن را به زور به کودکان تزریق کرد. انگیزه مانند گلی است که در خاک مناسب، خودش میروید. وظیفه ما معلمان و والدین، فراهم کردن آن خاک مناسب است.
اگر میخواهید کودکی با انگیزه داشته باشید، به جای نصیحتهای تکراری و جایزههای بیرونی، نگاهی به محیط یادگیری او بیندازید. شاید وقت آن رسیده که کلاس درس را از حالت سخنرانی یکطرفه خارج کنیم و به فضایی برای کشف، گفتگو و زندگی تبدیلش کنیم.
چرا که کودکی که از یادگیری لذت میبرد، تا آخر عمر یک یادگیرنده باقی خواهد ماند.